آرزویم در وطن
آرزویم در وطن آرزویم در وطن از روزگاری بهتر است تا که آزادی و آبادی نصیب کشور است آرزوی من برای سالی انسانی تر است مردمانی همزبان و همدل و آگه تر است تا که دولت دست جمعی قابل و داناتر است تا رها از دشمنان و رهبرانی خودسر است تا برای زندگانی شادی و حق زیور است تا دگر بی نان نباشد هر کسی بی اختر است این رژیم پست و بیوجدان که هر دم شرتر است بیگمان در دیده ی عالم کنون رسواتر است دشمن و بیگانه در ظاهر اگر چون دلبر است بیگمان دنبال سهم قدرتش در محضر است گر ز اصلاح یا که از بیگانه




















