برخیزیم ز خواب
برخیزیم ز خواب وقت آن آمد دوباره تا که برخیزیم ز خواب تا کنیم آینده میهن و خود را انتخاب تا نمانیم بار دیگر در امید یک سراب تا به پا...
Amir Laki (AHLI)

برخیزیم ز خواب وقت آن آمد دوباره تا که برخیزیم ز خواب تا کنیم آینده میهن و خود را انتخاب تا نمانیم بار دیگر در امید یک سراب تا به پا...
امامزاده غیر از رضا امامان ، خود خارجند از ایران پس ما چرا هزاران ، داریم امامزاده انگشت بر دهانم ، از حکمت خدایان من گیج و مات و مبهوت ،...
ماهی سرخ نوروز گرچه سفره هفت سین را رنگین تر میکند, از آغاز هفت سین بر سفره ما نبود. ماهی سرخ در ایران موجود بود و در گذشته بسیاری از...
به یاد مادران ماه آبان که درد مشترک را با ما در نوروزی دیگر فریاد میکنند. --- مادران ماه آبان روزتان فرخنده باد یاد آن آزادگان برپا ز جان...
سفره زیبا و رنگین هفتسین که در پیشواز نوروز آراسته شده و نوروز را دلنشین تر میکند, دست کم هفت خوراکی بر هفت سینی کوچک دارد که نامشان با...
چارشنبه سوری از جشنها و آیین کهن میهن ماست, و یکی از جشنهای نوروزی با ارمغان همبستگی مردم در پیشواز بهار و نوروز. این جشن همیشه نمادی از...
حاجی فیروز یا خواجه پیروز، یک چهرهٔ افسانهای در فولکلورِ ایرانیان است که در نخستین روزهای هر سال، در کنار عمو نوروز، به شهرها میآید تا...
سبز کردن سبزه در روزهای پایانی هر سال از دیرباز , یکی از ویژگی های آیین بزرگداشت و جشن نوروز بوده. سبزه , یکی از هفت سین سفره نوروزی ,...
--- روز زن هم آمد و رفت , همچنان زندانی ام من اسیر دشمنی با باوری شیطانی ام هموطن یادی بکن از دیده بارانی ام زاده این سرزمینم چون تو من...
روز زن بر همه زنان و انسانهای آزاده خجسته زنان مبارز میهن را از یاد نبریم --- در روز زن زنهای میهن ما ، از خاک پاک و پر بار این دانه های...
روز جهانی کتاب, ۵ مارس , خجسته. برده بال و پر بسته هر کتاب آسمان نباشیم , با کتابهای زمینی , بیشتر بخوانیم , بیشتر بدانیم, بیشتر بپرسیم,...
گرچه عمری به روشنفکری میگذرد که بدانیم آفریدگار کیست یا نیست, روی دیگر سکه اینست که میخواهند ما چنین باشیم و دنیا هم چنین باقی بماند....
بیشتر از هر چه شاید پا گذاریم بر زمین پا گذاریم روی جانها در ره قدرت و کین گرچه با نام خدا و آسمان و هر چه دین پا گذاریم بیشتر بر آدمیت...
انسانیت از من گریخت هر طرف پر شد ستم من بیصدا پنهان شدم گه ز شادی گه ز وحشت من چه بی وجدان شدم شرمگینم چون دمی انسانیت از من گریخت بی خبر...
نژاد بشر نژاد بشر همچو یک پیکرند تن و دست و پا بوده یا چون سرند ز هر رنگ و هر کیش و هر مظهرند برابر و باهم چه زیباترند نه در دوزخ است گر...