فاجعه رکس
روز ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ جنایتی هولناک , باور نکردنی , و ضد انسانی , قسمتی از جان و روح میهن را برای همیشه سوزاند من درون سینه ام دارم غمی بی...
Amir Laki (AHLI)

روز ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ جنایتی هولناک , باور نکردنی , و ضد انسانی , قسمتی از جان و روح میهن را برای همیشه سوزاند من درون سینه ام دارم غمی بی...
گر هست خاک فرصت ، همواره زن شکوفاست روییده چون نهالی ، همواره ریشه برجاست هر گوشه ای ز دنیا ، این ریشه ها هویداست این ریشه ها چه زیباست ،...
چپ دستم منم باهوش و چپ دستم ز کار سخت کجا خستم رسید چون روز چپ دستان ز شوقش شاد و سرمستم سیاست پیشه گر گشتم از آن آسوده کی رستم رسیدم من...
تا کی کنم مدارا من با چه کس بگویم , این مرگ بیصدا را من مانده مست و حیران , تا کی کنم مدارا لعنت به هر که آورد , ترفند آیه ها را از ما...
آب کجاست در پی آب روانم تو بگو آب کجاست چشم من مانده به راه ، قلب مرا تاب کجاست شده آواره در این کوه و بیابان پلید گمشدم در ره خود قاصد و...
آن هنرمندی که با رو حوضی اش پر کار بود در سیاه بازی شد استاد سعدی افشار بود زندگی از کودکی گر سخت و گر دشوار بود بیگمان درسی ز مهر مادری...
امیدوارم که هر چه زودتر خبر درستی در مورد سها بدست سامان و خانواده چشم بر در برسد ای هموطنم بیا کنیم ما امداد آورده کنون سها و سامان را...
به یاد آرمان , مهمترین بازیگر ارمنی در تاریخ سینمای ایران با ۵۹ فیلم, در چنین روزی , چهل سال پیش در بارسلون از سرطان جان سپرد هم میهن...
یه دل میگه , یادت بیار , از عارف و از , صدای یار یه دلم میگه , چرا چرا , دوریم ز میهن , ما بیقرار در غربت هستیم , دور از دیار , با سوزی...
عالم پر درد در این کره غمزده خاکی چو یک خلق صدا کرد پاسخ بدهیم بر همه افتاده و آزرده و دلسرد بنشسته به قدرت همه جا حیله گران پر شده نامرد...
خواهم که بپرسیم ما , از حال علی, مریم بر درد عزیزان تا , با هم بشویم مرحم آزاده چو هست در بند , برماست شویم همدم زین همرهی آزادی , از ره...
مصطفی صالحی که امروز در تنهایی بر طناب ستمگر آویخته شد , به که امید بست؟؟ کودکان برجا مانده از این کارگر زحمتکش, به کدامیک از ما امید...
مزگت و مسجد مسجد امروز گر که در دستان هر دیوانه است ریشه این واژه خود یک قصه و افسانه است از عربها نیست مسجد , ریشه اش شاهانه است حاصل از...
یک وجب روغن در دوره ناصریست که شه در هر سال مهمانی آش نذری اش کرد جنجال دعوت شده چون رجال شهر گوهربار تا آمده سوی شاه خود در دربار...
آسمان در وطن از نور قمر تابان شد از صدای خوش او گرچه زمین رقصان شد بی حجاب آمد و خواند , مملکتی حیران شد چه دلی داشت که مهرش همه جا افشان...