چگونه رفته ایم ز یاد
چگونه رفته ایم ز یاد ز درد ما چرا کسی ، خبر نگیرد این زمان در انروا ز بی کسی ، کمر شکسته بیگمان به کام و جیب ناکسی ، مپرس چگونه رفته...
Amir Laki (AHLI)

چگونه رفته ایم ز یاد ز درد ما چرا کسی ، خبر نگیرد این زمان در انروا ز بی کسی ، کمر شکسته بیگمان به کام و جیب ناکسی ، مپرس چگونه رفته...
چرا شده مپرس چگونه کشورم ، کنام اژدها شده مگو که از ستم کنون ، در این وطن چه ها شده که خاک پاک میهنم ، سرای کشته ها شده که کار سخت و جان...
میگویند خدا مهربان, عادل, توانا و داناست.... میاندیشم , شکر, که خدا نامهربان, ظالم , ناتوان و نادان نیست ...نیست . --- نیست هزاران شکر...
دشمن انسان مشو سرنوشتت را بدست خود بگیر و طعمه رندان مشو در پی انسانیت در آسمان، آواره ، سرگردان مشو همره هر خائن و بیگانه آسان دشمن...
ما دختران افغان ما دختران افغان ، رویا اگر نداریم در این جهان نامرد ، یک همسفر نداریم در قلب این سیاهی ، مرگ است و هر تباهی گر کرده ما...
بار دگر جهانی در تماشای مرگ و نابودی انسانهای پاک خاموش نشستند --- میپرسم چرا این همه درد است به جان مردمان بینوا من ز درکش عاجزم اما و...
اینجا تنها افغانستان نیست , تمامی انسانیت است که در خاموشی ما بسوی نابودی میرود --- نشنیدید؟ فریاد زدیم صدای ما نشنیدید افتاده به خون و...
بجای آب , خوناب سزاوار هم میهنان ما نیست ---- خوناب کجاست در پی آب روان بود بگو آب کجاست چشم مادر به در است ، بر دل او تاب کجاست شده...
هموطن هموطن تنها ره آزادی در همکاری است هموطن با من بیا یاری دهیم این خانه را میهن ما هر کجا در زیر هر آواری است هموطن با هم بسازیم میهن...
خورشید و ماه گر که به دستت ، نخورم گول تو را من دانم که تو همدست شده با خائن و بیگانه و دشمن با باد هوا وعده تو دادی به همه از سر خرمن از...
کی کسی در خواب این رنج و تباهی دیده بود شرم بر هر کس که فریاد وطن نشنیده بود خاک پاک میهنم کی اینچنین خشکیده بود شرم بر هر کس که گلهای...
نه از حقوق انسانها چیزی میدانند و نه از ایران و ایران عاشقان بلکه تنها از بقای دولت و دین تباهی ستمگران و ریاکاران و جیبهای خود نگهبانی...
و از یادم نخواهم برد چه گلهایی که در بستان ، ز تاریکی و غم پژمرد نمیبخشم ، نمیبخشم ، و از یادم نخواهم برد همیشه یاد دارم من ، ز جان هایی...
دام حق ما دشمنی و پلیدی و نفرت را با نام خدا پیام حق میدانیم ما وعده و ترفند و ریاکاری را با سفسطه چون کلام حق میدانیم ما هر چه سیاهی...
جای شگفتی نیست که شمارش آرا به این سرعت پایان گرفت, با اینهمه کمبود رای دهنده و جالبتر که از مدتی پیش نام حضرت عالی برای داخل و خارج روشن...
رای به بد یا بدتر انتخاب بد و بدتر چاره و درمان نبود انتخاب عاشقان میهن ایران نبود رای اگر از مردمان بود زندگی اینسان نبود پاره های میهنم...
زندگی یا مردن زندگی شایسته گستردن است خاک هستی را پر از گل کردن است نام نیک از خود بجا بنهادن است در ره آزادگی جان دادن است در بروی...
مردم هوا ندارند در میهن من ایران ، مردم هوا ندارند زندان و بند و آزار ، دار و طناب دارند مردم ز فقر و ظلمت ، نان و نوا ندارند روحانیان...
چه آمد بر سر من نمیفهمم چه آمد بر سر من که آمد هر سیاهی بر در من کجا بشکسته جان و پیکر من ز آغازم و یا در آخر من چرا شد درد و غمها زیور...
گر فتادند جان هم رهبران دزد و جانی گر فتادند جان هم روزگاری بوده اند هم سفره و قربان هم تا به نام یک خدا و دین شدند همراه هم بوده اند هم...