سرمای مازندران
در اینجا جز کفن یا برف ، نماند چادر و تن پوشی در اینجا جان نمیارزد ، نه آوایی نه آغوشی هوا یخ زد ، غذا یخ زد ، و یخ زد آنچه مینوشی فقط...
Amir Laki (AHLI)

در اینجا جز کفن یا برف ، نماند چادر و تن پوشی در اینجا جان نمیارزد ، نه آوایی نه آغوشی هوا یخ زد ، غذا یخ زد ، و یخ زد آنچه مینوشی فقط...
دو معلم یک معلم در مریوان میتراشد موی سر تا که در انسانیت با کودکان است همسفر دیگری در کوهرنگ بر آدمیت حمله ور میفرستد کودکان در برف و...
شوخان به کردی شادی است, و این نام دختری پاک از کردستان قهرمان است که مدتها رنگ شادی را ندیده شوخان بنگر چه کرد سیاهی , با کشور من ایران...
هر دو دنیا هست چو در دستان نامردانه ای گر رویم ما تا بهشت یابیم فقط غمخانه ای چون شدم آدم دمی با دردی از هم پیکرم راهی صحرا شدم آواره چون...
آنکه رفت در بند تاریکی و چنگ دشمنان مانده است بر باور خود معتقد تا پای جان گرچه کردند پشت خود بر او بسی نامهربان در همان بند است که پیدا...
تا خون به رگ است جاری تا یک نفس است در جان , تا خون به رگی جاری باید که به پا گردیم , بر ریشه بیماری آزاده چرا اینجا , آویخته بر داری نان...
کی ایرانی است آنکه میگوید به مردم آدمی روحانی است زاده در این سرزمین اما کجا ایرانی است آنکه با نام خدا دزدیده باورهای ما ریشه های باورش...
رنگ ناروا بار دیگر میهن من دیده رنگ ناروا بار دیگر گشته پرپر کودکان بی نوا من نمیدانم چرا در میهن من هر کجا زندگانی پر ز درد است گرچه...
بار دیگر کشته خود را یک جوان من ز دردش مانده ام بس ناتوان مانده انگشت از شگفتی بر دهان از فریب و از سکوت آسمان اهلی یک جوان دیگر هم مرگ...
حمله با چاقو به خانواده بهایی در خانه شان جرم من چیست به جز مذهب من باور من به چه حقی شده اند قاضی و یا داور من چه بهایی، چه مسیحی و چه...
از زمین و آسمان بر این ستم کی بوده حد تا به کی بر سینه هامان میزنند این دست رد درد و رنج ما در این عهد ستم هست بی عدد کی دوای درد ما شد...
١٣ میلیون کارگر سبد کالا دریافت نمیکنند سبد هر کجا زحمتکشان در فقر و هستند بی عدد کی به جان خسته آید مرحمی با یک سبد در دل توفان ناحقی...
سرگردانی درد است که نصیب ما شد این ویرانی نان رفته اگر ز سفره ایرانی کی بوده روا که مانده در بی نانی کی بوده روا در این ستم زندانی گر...
روز پلاستیک امروز که شد روز پلاستیک تو به یاد آر باید که شویم بر کره خاک وفادار آسوده دو چشمان خرد بسته و رفتیم فردا شده هر کودک ما گرچه...
از فقر و نیاز است و جمع بی خرد گر جان هم افتاده برای یک سبد دردیست ز ریشه ها و تا ریشه بجاست افتاده به جان ما و مانده تا ابد اهلی
رفت شادی ما پر زد از این خانه رفت دشمنان در خانه , صاحبخانه رفت دلخوش از آیین و دین بودیم ولی کیش و فرهنگ, باور و سامانه رفت پرکشان در...
جعفر پناهی, برنده جایزه های خارج از جمله : کن , ونیز , ساخارف , خرس طلایی, برلین , شیر طلایی. جایزه از کشور: ۶ سال زندان, ۲۰ سال محرومیت...
از دید دین و مذهب ، باید شکیبا باشیم هر درد و فقر و ذلت ، باید پذیرا باشیم در دین حیله بازان ، رسم است که برجا باشیم کفر است اگر بپرسیم،...
اد مکن لطف کن من را به هر جا و گروهی اد نکن کار من را بس زیاد ، اخلاق من را بد نکن گر کنی از خوبی و از همدلی ، از جان و دل خسته ام لطفا...
آرزو دارم تصور کرده ما عالمی بهتر، و این دشوار نیست آرزویم راهی از آزادگیست گرچه میدانم رهی هموار نیست اهلی انسانیت را از کودکی باید...