سجاد زوهانی - سرباز بود
خانواده "سجاد زوهانی" یکی از سربازان ربوده شده در جلوی سفارت پاکستان در مشهد گرد آمدند. آیا امیدی به سیاست بازان مکتب نفرت هست؟ سرباز بود...
Amir Laki (AHLI)

خانواده "سجاد زوهانی" یکی از سربازان ربوده شده در جلوی سفارت پاکستان در مشهد گرد آمدند. آیا امیدی به سیاست بازان مکتب نفرت هست؟ سرباز بود...
خدا را خوش نمیاد خدا را خوش نیاید خانه آباد ستمگر را چو خود در خانه بنهاد خدا را خوش نیاید مردم آزاد خدا چون کرده حاکم هر چه شیاد خدا را...
اَزبرعلی حاجوی بس قصه شنیدیم ز دهقان فداکار از زندگی اش ما نشدیم گرچه خبردار اَزبرعلی یک آذری است , خوشدل و پرکار با برزگری کرده در این...
شیری ژیان داریم چه باک گر ما نبرد با اژدهای ظالمان داریم به جنگ اژدهای دشمنان شیری ژیان داریم ز هر پهنای ایرانم شجاعت را نشان داریم...
شب بی پگاه بنشسته در امید هم میهنان با یک نگاه در بند و منتظر در این شب بی پگاه در دست ناپاک مزدوران و سپاه ای بس که سوخته اند جانهای بی...
نپرسید از سیاست پیشه راه عاشقان چیست نپرسید یاور و همراه مردم این میان کیست نپرسید هر که هست این دشمن انسان کجاییست چو غرق بازی قدرت به...
یک گودال بسیار بزرگ در مرکز تهران دهان باز کرد! برده از یاد پر زدن را بال را درد مردم در دل گودال را پیشه کردیم ما چرا اغفال را برده از...
مرام جاهلی از زمان کودکی نان خورده بود از جاهلی آفتی در جان مردم شد چنین سید علی چون علف روییده در خاکی ز نادانی ما ریشه های جهل و نفرت...
نوید شاهسوندی اعضای بدش را بخشید اما از ورود به دانشگاه محروم بود گرچه رفت از پیش یارانش در این هذیان نوید هر کجا آورده جان پاره اش شور و...
مردمان سرزمینم گر که غرق مشکلید غم نباید خورده زین پس چونکه من دارم کلید من ندارم معجزاتی چون پیامبر یا امام گرچه دارم وعده ها تا بشنوید...
نوبل بر قصه نوبل قلمم گشته چو مایل من در عجبم زندگی اش گشته چه شامل از کودکی اش عاشق دانش و قلم بود تاجر شد و هم مبتکری عاقل و قابل شد...
آب و خاک آنچه هست میهن پرستان جهان را اشتراک هست نیرویی که میآید ز عشق آب و خاک گر تو بینی میشود آزاده در ره سینه چاک جان فدا سازد، که تا...
روز وکیل بر هر چه وکیل پاک و آزاد و اصیل خواهم که خجسته باد این روز وکیل در شهر سکوت که وحشت است رو به فزون آزادگی و یاری حق گشته قلیل ...
به زمین به من نگه کن غم من تو کی ببینی چو سرت به آسمان است که امید من به فردا همه جا به مردمان است چو ز آسمان در اینجا همه پر ز شاکیان...
باغ شادی ای آنکه مرا ز باغ شادی با سنگدلی ز شاخه چیدی گر دسته گلی به آب دادی انکار مکن که آن ندیدی ای آنکه خود از امید زادی مشکن تو دلی ز...
ماشین زمان گر رسد دستان من روزی به ماشین زمان میشوم با آن به هر سویی در این دنیا روان میروم من سوی مادر در زمان زایمان تا ببوسم دست پاکش...
نامردانه بود گرچه فحشا هدیه ای مردانه بود بر زنان همواره نامردانه بود از زمان آفرینش صد عجب زن به خدمت بود و مرد دردانه بود گرچه در تاریخ...
اسکناس در پی روزی شدم راهی میان کوچه ها اسکناسی کهنه من دیدم که چرخد در هوا من سراپا شور و شکر و شادی و صدها دعا ناگهان دیدم به روی...
تمام گل گرچه نامم شد تمام گل , زندگانی کی به کام گل ندیدم من در این باغی که جانم شد حرام دختر هستم گر تمام گل , یا پسر طاهر علی زندگی...
پور سینا در فلسفه ، پزشکی، شعر و هنر و رویا کی هست کسی به دنیا ، فردی چو پور سینا این یادگار دوران ، ایرانی از بخارا فیلسوف، پزشک و شاعر،...