سبزه ای را من برویانم
سبزه ای را من برویانم ... سبزه ای را من برویانم ز جان در این زمان تا بیارد مهر و امید هر کجا در این جهان با خود آرد حق اندیشیدن و حق بیان...
Amir Laki (AHLI)

سبزه ای را من برویانم ... سبزه ای را من برویانم ز جان در این زمان تا بیارد مهر و امید هر کجا در این جهان با خود آرد حق اندیشیدن و حق بیان...
مشکل ایران زمین ، آب نبود یا برق دین و سیاست خطا ، غرب نبود یا شرق چاه ز دین است و خلق ، گشته در این چاه غرق زردی رود از سبز ، سرخی ما از...
در کتاب درد و غم هر جا زدم برگی ورق گفته شد باکی به دل نیست چون خدا هست جای حق گر خدا در جای خود ماند و حق ماند رها میشود بهتر ثبات این...
کی تو میفهمی بهای جان پاک مردمان خون مردم گر به روی سفره ات مجانی است میکشند آزادگان را، بند و زندان است و دار گر تو خاموشی کنون از روی...
به نام چپ و راست یا مذهب و شاه به پا کردیم صد اردوگاه به دلخواه نیامد گاه آن تا گشته همراه ؟ خرد باشد و مهر تا هر چه خودخواه اهلی
مردمان سوریه مردمان سوریه در خاک و خون هستند ولی کی شکست از ظالم و بیگانگان هرگز دلی ای تباهی و سیاهی، رنج و درد بیکران از کدامین مکتب و...
شک نیست که رهبران مجاهدین مسولیت بزرگی در کشته شدن این اعضا دارند و باید پرسید چرا در چنین شرایطی به آنها دستور داده در آنجا بمانند، وقتی...
از سیاست بازی بیگانگان شرق و غرب یا به نام شاخه های دین و رسم جاهلی پاره پاره کرده هر کودک و هر پیر و جوا ن هر طرف رخت عزا آورده بر هر...
مسلمانان چرا ناشاد چرا در سرزمین خود ، مسلمانان نباشند شاد چرا هستند پر از محنت، و هستند مردمی ناشاد کجا باید کنم آغاز ، که دارد قصه بس...
چه آید بر سرم من نمیدانم ز فردا تا چه آید بر سرم من نمیدانم که خواهد رفت که ماند در برم من نمیدانم که گردد دشمنم یا یاورم در مسیر زندگانی...
عالی پیام در دیار ما چرا آزادی و شعر است حرام هر ستمگر از خدا دارد ولی شعر و پیام هر چه دزد است گر شود رهبر و یا گردد امام خون هر آزاده...
حاجی فیروز نه سیاهم و نه فیروز ، و نه حاجی و نه دارا چو خوش هستی، پی نانم ، و کنم با تو مدارا همه رقصم ، همه آواز، همه لبخندم و زیبا سینه...
ماهی قرمز عید نوروز آمده این سنت شیرین تو پر کن از شادی، نه غم بر سفره هفت سین تو پنج میلیون ماهی قرمز برای سال نو میشوند قربانی این سنت...
یکدل و واحد در کشور ما پر شده چون فکر و عقاید برپا نشوند مردم ما یکدل و واحد برخی شده همسفره ظالم شده زاهد برخی شده اند کور و کر و...
آزادگان را کرده مشهور بیا تا تک تک آزادگان را کرده مشهور بیا بر درد مردم ما نمانیم کر و یا کور بپا گشتند بسی از جان و با هر آنچه مقدور...
حمیده از دشمنی جهل به افکار و عقیده ای بس که تباه گشته پاکان چو حمیده در عمق سیاهی که هر پشت خمیده بر پا شد حمیده و چو خورشید دمیده وان...
خورشید فروزان در این دوران تاریکی و در این وقت بحران نباید برده از یاد نور خورشید فروزان به جرم فکر و اندیشه، به جرم شور و ایمان...
مادر هر اعتماد گر شویم آگه و دور از دشمنی با اتحاد میرسد قدرت و ماند دست مردم زنده باد هر طرف گر جنبش مردم بیاریم ما به یاد دست ناپاکی...
گرد هم گر آمدید یاران که خوشحالی کنید جای من را هم میان دوستان خالی کنید هر چه مهر است توشه سازید در ره آزادگی هر چه نفرت هست به گور و...
با چشمان باز هر چه باشد یا نباشد ، ناجی یا گر حیله باز فرصتی در دستمان هست ، گرچه با چشمان باز ای بسی هستند از این پیروزی خود سرفراز غرق...