چل سال
چل سال ما نشستیم , با وعده از دجال ها با آنکه میشکستند , هر دست و پا و بال ها در سال مرگ دریغا , پر کرده ایم یخچال ها دیگر کسی نگوید , صد...
Amir Laki (AHLI)

چل سال ما نشستیم , با وعده از دجال ها با آنکه میشکستند , هر دست و پا و بال ها در سال مرگ دریغا , پر کرده ایم یخچال ها دیگر کسی نگوید , صد...
درد امروز درد امروز درد دنیاست از کسی پنهان نبود هرگز اینسان پیکر انسانیت لرزان نبود با که جنگیم گر که سربازی در این میدان نبود دست هم...
دوباره میرسد بهار اگرچه در بهار غم , سیاهی است در انتظار سیاهی چون سپر شود , دوباره میرسد بهار دیار آدمی اگر , به این سیاهی است دچار...
دوره ویروس این دم که بس افتاده به دام تب و ویروس پایان شده نزدیک و شمارش شده معکوس هر سو به صدا آمده گر ناله ناقوس آورده خبر از غم و...
گشتیم جدا ز فردا , گشتیم جدا ز دیروز گشتیم جدا ز ویروس , گشتیم جدا تر امروز روزی رها و آباد , سالم و شاد و پیروز گویم تو را من آن روز ,...
این سینه غرق خون است , هرگز ولی نخفته ست خاموش و پر ز درد است , دردش به کس نگفته ست در اشک فقط سه حرف نیست, بسیار حرف نهفته ست در اشک من...
در هزار و سیصد و پنجاه و هفت کاش کس از خانه ای بیرون نرفت کاش میشد تا کرونا میرسید مانده بر جا کیش و آیین , پول نفت اهلی
کاش کرونا در هزار و سیصد و پنجاه و هفت میرسید ایران , کسی از خانه ای بیرون نرفت کاش نادانی و ترس ما نمیشد بند پا تا که دزدان صف نمیبستند...
خواب نداریم باز نصفه شب هم آمد و رفت گرچه که ما خواب نداریم از بیخبری پر خبریم گرچه که ما تاب نداریم در این شب تاریک دریغا مه و مهتاب...
دوره ویروس این دم که بس افتاده به دام تب و ویروس پایان شده نزدیک و شمارش شده معکوس هر سو به صدا آمده گر ناله ناقوس آورده خبر از غم و...
روز بیکاران رسید مژده آمد روز کار و وقت گلباران رسید روز همدردی و همکاری بیکاران رسید روز دهقان , کارگر , صیاد و پرکاران رسید روز زحمتکش...
انزوا ما ز دست دشمن نامرئی خود هر کجا در بروی خود ببستیم تک به تک در انزوا اندک اندک گم شدند بس چهره ها در سایه ها ناامیدی شد چو قفلی بر...
آنکه با تیغش زند ریش با عبا بیگانه است آنکه با ریشش زند تیغ پست و نامردانه است آنکه دلها میکند ریش راهی میخانه است آنکه ریش است سینه اش...
پیوندتان خجسته باد بهاری میوزد , بر مردمان خسته آزادگان , زحمتکشان, پیوندتان خجسته ای مردمان غمزده , ای مادران در عزا دانم که درد و غم...
بوی غم پر شد اینجا چون ز ناکامی و شرم و مرگ و غم بوی مرگ هست ، بوی ناپاکی و وحشت بوی نم من نمیدانم چه آید بر سر آن خواهرم بر سر مادر ،...
با صد هزار پیامبر, آمد پیام یزدان تا ما نگشته گمراه , در راه دین و ایمان اما فقط یکی بود , تنها همیشه شیطان گمره چو کرده ما را , من مانده...
آدم و حوا از ایران هرگز نشدیم با خبر اما شده حیران گر آمده اند آدم و حوا هم از ایران تن پوش نبود بر تنشان هر دو چو عریان بی پول و غذا...
رمضان شد یک بار دگر وقت عزای همگان شد یک بار دگر نوبت ماه رمضان شد با نام عزاداری و نامی ز خداوند یک بار دگر موسم ترس و خفقان شد از...
کجایند هر مردم و هر باور و دین گرچه جدایند در باور خود بسته به نوعی ز خدایند یک فاجعه آمد همه دنبال دوایند ای بس که در این خلوت خود گرم...
مردم بی حافظه خود به خود کی مردمی در این جهان پاینده اند مردم بی حافظه همواره بی آینده اند مردم آزاده بر پا بهر حق تا زنده اند چونکه از...