قانون مرد که اینجاست
قانون مرد که اینجاست , بر پایه های بیجاست در پشت پرده غوغاست , ترس از خدا و مولاست حق زنان که حاشاست , دست کشیش و ملاست دولت و دین چو...
Amir Laki (AHLI)

قانون مرد که اینجاست , بر پایه های بیجاست در پشت پرده غوغاست , ترس از خدا و مولاست حق زنان که حاشاست , دست کشیش و ملاست دولت و دین چو...
مجرم به مهر عیسا بشنو تو قصه ام را ، از مردمی شکیبا یک مادر است و همسر ، در بند غم فریبا با همسرش همایون ، زندانیند چه حاشا نو کیشند و ...
گذر کردیم اگر ما بس ز کوهستان و دامان چه از هفت تپه سرمایه داران ما هراسان بیا زحمتکش و آزاده با هم کرده طغیان شود کاخ ستم از ریشه و...
در عجب هستم من از , این ستم روزگار روز و شب هستیم به کار , کی شده ایم بی نیاز نیست روا ای خدا , ما به نماز و دعا حاکم و جلاد اگر , آب...
مقصد آزادگی , میرسد از اتحاد کی تو به مقصد رسی , گر که شوی یکه تاز من و تو گر ما شویم , در ره آزادگی بر غم خود همصدا , ما بشویم چاره ساز...
ما بشویم چاره ساز کارگران اعتصاب , کارگران اعتراض پرچم زحمتکشان , تا شده در اهتزاز در عجب هستم من از , این ستم روزگار روز و شب هستیم به...
زندان زنان زندان زنان نبود فقط یک زندان همخانه مهر بوده اند همبندان سرد است و پتو نیست و گه یخبندان درد است و دوا نیست کجا هست درمان...
در برلین ای هموطن امروز شدم بس غمگین من از خبر هموطنان در برلین درد است به جان من و دل شد خونین چون درد نشسته بر دلم بس سنگین بنشسته چو...
١٠ دسامبر، روز جهانی حقوق بشر --------------------------------------------- حقوق بشر ز دیرینه ایام تاریخ و عهد حجر چه باشد بشر گر نباشد...
هفتم تیر ماه ۱۳۶۶ ، روزی که سردشت قربانی بمباران شیمیایی شد شهر فراموش شده در جنگ پلیدان سردشت ای هموطنم بگو که سردشت کجاست در میهن...
مصطفی بادکوبه ای مصطفی با ما سخن گفت تا به یاد آریم وطن میهن ما کرده اند ویران چو یک مخروبه ای قلبها بشکسته و آزرده جان مردمان هر طرف...
گرفتنی یا دادنیست ؟ حق و آزادی کجا در عالم ما دادنیست تا نشستیم میرود آزادی و حق خوردنیست من چه گویم چونکه گفتیم ما هر آنچه گفتنیست گر که...
همبستگی آزادگان شرم است که ما بنشسته ایم , جان میدهند زندانیان شرم است که تنها مانده اند , آزادگان قهرمان آن دم که ما ماندیم خموش ,...
سهم نفت سهم من از نفت میهن عاقبت از ره رسید آتشی بر جان من شد ناگهان از آن پدید من نمیدانم ز چشمم گر کنون اشکی چکید اشک شادی بود و یا...
جرم من از خدا میپرسم با که باید گویم من ز کابوس پر از آتش و درد باز در میهن من مدرسه ای دیگر سوخت چشم مادر پدران بر در ناکامی دوخت از...
ساریا روز مرگ است ، روز درد است ، رفته این دم ساریا رفته این دم ، غرق محنت ، در سکوتی پر ریا از میان این تباهی ، رفته جان بینوا گرچه...
به چه میاندیشی؟ به چه میاندیشی، تو در آن لحظه ناپاک تجاوز و شکنجه ، به چه میاندیشی هرچه هست باور تو ، به چه میاندیشی ز کدامین کیشی تو اگر...
ی نامرد ندارد ای شیرزنان میهن اگر مرد ندارد برپاست چو زن نیاز به همدرد ندارد آزادگی , مرد و زن ندارد , زنهار آزادی زن نیاز به نامرد ندارد...
آزرده ز پستی خواهم که شکسته باد دستت آزرده چو کودکی ز پستی چشمان پلید خود چه آسان از نفرت و دشمنی تو بستی در راه پلید خود چه جانها شرمت...
زندانی سیاسی ---------------- باید بیاموزیم از ، زندانی سیاسی آزادگی، عدالت ، راه وطن شناسی همواره گشته همچون، یک قدرت حماسی اندیشمند و...