هر دین و مذهب
هر کجا هر شاخه از هر دین و مذهب خود بداند بهتر از هر راه و مکتب دیگران را حیله گر داند و در تب زین سبب باشد درست در اصل مطلب اهلی ...
Amir Laki (AHLI)

هر کجا هر شاخه از هر دین و مذهب خود بداند بهتر از هر راه و مکتب دیگران را حیله گر داند و در تب زین سبب باشد درست در اصل مطلب اهلی ...
حامد روحی نژاد بیاییم و آریم حامد به یاد به بند است این دم چو روحی نژاد فتادند به جانش به نام جهاد و در بند بیمار شد زین عناد تن پاک و...
جعفر پناهی, برنده جایزه های خارج از جمله : کن , ونیز , ساخارف , خرس طلایی, برلین , شیر طلایی. جایزه از کشور: ۶ سال زندان, ۲۰ سال محرومیت...
فیلمساز بزرگ میهن ما تقوایی دارد چو میان سینه ها ماوایی از اوست بجا به گوشمان آوایی نوآوری و خرد و بی پروایی اهلی ناصر تقوایی , ۷۹ سال...
از دید دین و مذهب ، باید شکیبا باشیم هر درد و فقر و ذلت ، باید پذیرا باشیم در دین حیله بازان ، رسم است که برجا باشیم کفر است اگر بپرسیم،...
نشسته از چه خاموش , چو میکشند مرادی چو حکم مرگ او را , تو داده ای تو دادی چه میشود اگر خود , در این ستم فتادی بیا که از مرادی , کنون...
غافل مشو از سایه ها , از راز پشت چهره ها تنها لباس اژدها , عمامه و عبا نیست یک سو پیامی از خدا , یک سو سیاست پیشه ها از داخل و بیگانه ها...
اد مکن لطف کن من را به هر جا و گروهی اد نکن کار من را بس زیاد ، اخلاق من را بد نکن گر کنی از خوبی و از همدلی ، از جان و دل خسته ام لطفا...
میفروشم شاخه ای از جان خویش یا بخر یا پرپرش کن ریش ریش گر ندارم نان شب را تا سحر میرسد بر جان من آزار و نیش اهلی...
آرزو دارم تصور کرده ما عالمی بهتر، و این دشوار نیست آرزویم راهی از آزادگیست گرچه میدانم رهی هموار نیست اهلی انسانیت را از کودکی باید...
گر هست ولایتی ز شیطان اینجا تنها ز ولی نمانده حاکم بر جا هر نوکر و دژخیم چه کوچک چه بزرگ مسؤول جنایت است کجا هست حاشا اهلی اگر ولایتی...
سوختم گرچه دانم میهنم سوزانده ، ویران کرده اند من نمیدانم چرا در این میان من سوختم آمدم در زندگانی راز خلقت بشنوم هرچه راز زندگی بود این...
نوبت ما گوشه ای از این جهان بیکران بار دیگر مردمان بر پا ز جان در میان فقر و محنت یک جوان چاره ای میجست بر بار گران میفروخت سبزی که سازد...
گرچه دانم میهنم سوزانده ، ویران کرده اند من نمیدانم چرا در این میان من سوختم گرچه ماندم در سیاهی با تن رنجور خود روح خود در این سیاهی من...
ریشه های باور و اندیشه های بی بنا کرده درد و نفرت و غم سهم جان آمنا میرسد روزی به پایان در جهان نفرت و غم گر سیاهی ها و جهل از ریشه ها...