وفا
- laksariamir
- May 24, 2020
- 1 min read
وفا
آنکه همواره دلش تیره و تار است و جدا
چه بداند که کجا هست و چرا هست وفا
آنکه هواره به خودبینی دچار است همه جا
چه بداند که اگر در دل ما هست ، وفا
آنکه همواره خوش از ایل و تبار است و نوا
چه بداند که پر ارزش و بها هست ، وفا
آنکه عاری ز همه مهر و وقار است و گدا
چه بداند که به مهر همچو خدا هست وفا
آنکه بی مایه و عاری ز عیار است و صفا
چه بداند که چه پر مهر و صفا هست وفا
آنکه در جهل و حسد مانده خمار است به دعا
تو فراموش کن این دم که روا هست وفا
آنکه پنهان شده با زهر و چو مار است به خفا
چه بداند که چه عاری ز ریا هست ، وفا
آنکه همواره پر از زخم و شعار است نه دوا
چه بداند ز طبابت که شفا هست وفا
آنکه تنها عملش داد و هوار است چه رها
چه بداند ز رهایی که رها هست وفا
آنکه با خنجر خود گوشه کنار است به خطا
تو فراموش کن این دم که به جا هست وفا
چو امید نقش بر آب است و غبار است و فنا
چه بماند چو فقط جای وفا هست ، وفا
آنکه همواره دلش تیره و تار است و جدا
چه بداند که کجا هست و چرا هست وفا
ا.ه.ل.ایرانی (اهلی) آذر ماه ۱۳۹۰



Comments