top of page

طلاق

  • laksariamir
  • Jun 23, 2020
  • 1 min read

طلاق

عشق هست چون گل و پروانه شدن در دل باغ

گرچه گاهی میشویم دلخسته در فکر طلاق

زندگی ناگه بپاشد ، هر طرف پر بوی طاق

همچو سیلی در میان باغ و گردد باتلاق

گه بیاید آن زمان و گشته بی دل یا دماغ

صحبت روزانه ناگه میشود چون واق واق

قلب و جان گردد سیاه و از سیاهی چون کلاغ

نیست حتی لحظه ای ، یادی از آن چشمان زاغ

بگذرد گه ماه ها و کس نمیگیرد سراغ

مانده تنها یا گریزان، کنج تاریک اتاق

میشود لرزان ز پاها ، گشته ناگه چون چلاق

مانده بر جا ، بی تفاوت هر چه افتد اتفاق

نیست میلی از غذا گر طعم شیر است چون سماق

کی توان خورد حرص و غم ها را و با آن گشت چاق؟

گه امید است، هاله ای شاید بیابیم در فراق

بار دیگر سوی یکدیگر و پر از اشتیاق

گاه گاهی با طلاق پایان بگیرد اختناق

یک هوا و راه تازه ، هاله ای از یک چراغ

گر که همراهی، ندارد حاصلی جز از نفاق

نیست آن دم، راه و امید، جز جدایی و طلاق

ا.ه.ل.ایرانی (اهلی ) شهریور ۱۳۸۹




Comments


Subscribe Form

©2020 by Amir Ahli Laki. Proudly created with Wix.com

bottom of page