گردو
- laksariamir
- Jun 10, 2020
- 1 min read
گردو
ای بسی جانهای پاک گردیده نابود و تباه
ای بسی سرها که رفتند بر سر دار بیگناه
گه به جا بنشسته ایم با سینه غم بی صدا
گه بجوییم درزمین و آسمان یک تکیه گاه
گه به پا هستیم و میجنگیم برای حق خویش
گه به دل داریم امید از یک صدا و یک نگاه
گرچه هر سویی ببینیم ما ز ناحقی نشان
کی عدالت را ببینیم تا نباشیم دادخواه
یاد آن گردوی سرسختم که مغروراست و مست
بشکند روزی ولی بر جا گذارد یک گواه
گردوی سرسخت را کردند برهنه آنچنان
تا شود آسان شکسته بی سلاح و بی پناه
مغز گردو گرچه بیرون آورند با زور خود
دست آنها هست که گردد رو و میماند سیاه
ا.ه.ل. ایرانی (اهلی) آبان ۱۳۹۰



Comments