یلدا
- laksariamir
- Jun 30, 2020
- 4 min read
Updated: Dec 21, 2020
یلدا
پیروزی نور و روشنی بر شبها
جشنی ست کهن ز میهن ما یلدا
در نیمکره شمالی از این دنیا
آغاز زمستان و شبی بس تارا
یلداست بلندترین شب و بی همتا
انگار که خورشید شده ناپیدا
یلداست شب چله که آید سرما
خورشید شود زاده ، ز نو پا بر جا
یلدا، شب شادی است ، شبی مهرآسا
همراه شوند چو مردمان هم آوا
در خانه به گرد هم شوند مهمانها
چون سفره مهر و نیکی گردد برپا
هندوانه و انار سرخ چون گلها
فال حافظ است و پر ز خوراکیها
امید ، که میرسد به درد داروها
آجیل ، گشوده ره چو در سختیها
خورشید و ماه چو داده با هم دلها
نزدیکتر از همیشه با هم شیدا
خورشید گرفته جان ز نور و گرما
نور است برای هر که گردد جویا
دیماه ز دادار و ز مهر است دارا
تاریکی و نور جدا شوند در دعوا
دیماه ، شود ماه اهورا مزدا
دلها شده پر مهر و امید از فردا
اینست پیام مهر بلند و گویا
با گوش خرد شنیده ای گر آنرا
بنشسته به جا ستم شود گر حاشا
کی گشته رها ز هر ستم یا غوغا
مردم شده بر پا و شوند بی پروا
گرد آمده با مهر و بلند است سرها
خورشید به پاست نمانده تا ما تنها
بر پا شده آزاده چو آید یلدا
ا.ه.ل.ایرانی (اهلی) برای یلدا ۱۳۸۹
--
یَلدا از کهنترین جشنهای ایرانی است. در این جشن، سپری شدن بلندترین شب سال و به دنبال آن بلندتر شدن طول روزها در نیمکرهٔ شمالی، که مصادف با انقلاب زمستانی است، گرامی داشته میشود. از این شب به «چِله» هم یاد میکنند.
زمان یلدا بین غروب آفتاب ۳۰ آذر (پایان پاییز) تا سپیده آفتاب, در یکم دی (آغاز زمستان) هست. تا جای ممکن برای بزرگداشت آیین کهن, در شب یلدا، سفره ای سنتی پهن میکنند, با خوراکی ها و میوهها به ویژه انار و هندوانه . شب با قصه گویی و شادی و گفتگو , شاهنامهخوانی،و سفری در فال حافظ سپری میشود.
«یلدا» برگرفته از واژهٔ سریانی بهمعنای زایش است. شب چله از آن روست که چهل روز اول زمستان را «چله بزرگ» و بیست روز بعد از آن را «چله کوچک» نامیدهاند. ابوریحان بیرونی از این جشن با نام «میلاد اکبر» نام برده و منظور از آن را «میلاد خورشید» دانستهاست. در آثارالباقیه بیرونی، از روز اول دی ماه، با عنوان «خور» نیز یاد شدهاست. در قانون مسعودی نسخهٔ موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شدهاست. واژهٔ چلّه برگرفته از چهل و مخفف «چهله» و صرفاً نشاندهندهٔ گذشت یک دورهٔ زمانی معین (و نه الزاماً چهل روزه) است.
«شب یلدا» از سال ۵۰۲ قبل از میلاد در زمان داریوش یکم به تقویم رسمی ایرانیان باستان راه یافته.
بیگمان آیین و سنتهای کهن مردم در سرزمینهای مختلف از زمانهای دور از هم تاثیر پذیر بوده اند, گاه با شباهت های بسیار و گاه به شیوه متفاوتی در فرهنگها و سرزمینهای مختلف رشد کرده اند و برای مردمشان به یادگار مانده اند. در کشور ما هم پایکوبی و بزرگداشت یلدا در برخی شهرها یکسان و برخی دیگر کمی متفاوت تر هستند.
در بسیاری فرهنگها , تاریکی نمادی اهریمنی بوده, و آغاز شکست آن در درازترین شبها , جشن گرفته شده که نشانی از پیشروی بسوی هر چه کوتاه تر شدن شبها بوده.
در روم باستان و همزمان با ترویج مسیحیت، پرستش سول اینویکتوس (خورشید شکست ناپذیر) ایزد پاگان رومی بسیار شایع بود و رومیان میلاد او را در زمان انقلاب زمستانی جشن میگرفتند. سول اینویکتوس در آیین میتراییسم رومی نیز نقشی ویژه داشت و حتی میتراس (معادل یونانی میترا ایزد باستان ایرانی) لقب خورشید شکست ناپذیر را داشت.
برخی محققان معتقدند که مسیحیت غربی چارچوب اصلی خود را که به این دین پایداری و شکل بخشیده به مذاهب پیش از مسیحیت روم باستان از جمله میتراییسم مدیون است و برای نمونه تقویم کلیساها، بسیاری از بقایای مراسم و جشنهای پیش از مسیحیت بخصوص کریسمس را در خود نگاه داشتهاست و کریسمس به عنوان آمیزهای از جشنهای ساتورنالیا و زایش میترا در روم باستان در زمان قرن چهارم میلادی با رسمی شدن آیین مسیحیت و به فرمان کنستانتین به عنوان زادروز رسمی مسیح در نظر گرفته شد و پیش از پذیرفتن آیین مسیحیت، رومیان هر ساله در روز ۱۷ دسامبر در جشنی به نام ساتورنالیا به سیاره کیوان (ساتورن)، ایزد باستانی زراعت، احترام مینهادند. این جشن تا هفت روز ادامه مییافت و انقلاب زمستانی را شامل میشد.
میان سنتهای مسیحیان و آئین میتراییسم شباهتهای زیادی وجود دارد. امروزه تمام مسیحیانی که تولد عیسی مسیح را جشن میگیرند هنوز هم در روز جشن شومینه و شمعهایشان را روشن نگاه میدارند، درخت کریسمس را با چراغهای کوچک نورانی تزئین میکنند، شب زنده داری میکنند و غذاهای مخصوص و ویژه میخورند؛ به دید و بازدید یکدیگر میروند و این مناسبت را در کنار دوستان و اقوامشان جشن میگیرند؛ بسیار مشابه همان سنتی که ایرانیان باستان در شب یلدا برگزار میکردند. کریسمس و یلدا تنها نمونهای از بسیاری از باورها، آداب و رسوم، نمادها، داستانها و افسانههای مشترکی هستند که مردم ملل مختلف و مذاهب مختلف را به هم پیوند میزنند.
بیگمان باید در آموختن و گستردن و به یاد آوردن آیین پسندیده کهن کوشا باشیم. با همین آیین پنسدیده و مهر هست که میتوان سیاهی اهریمن را شکست داد. گذشته از این, پایکوبی یلدا و جشن های دیگر آیین ما ایرانیان, هرگز نمیتوانند به اوج خود برسند و مفهومی برازنده داشته باشند, تا زمانی که سفره های گسترده این جشن ها از زمین تا آسمان با هم تفاوت دارند. زمانی که کودکان کار و آزرده در خیابان ها و یا نشسته بر سفره های بی نان رنج میبرند, چگونه میتوان زیبایی راستین سرخی هندوانه و انار یلدا را دریافت.
بنابراین, بهترین راه پاسداری آیین پسندیده کهن, همراه با نبرد برای برابری , عدالت, آزادی و آزادگیست
--




Comments