اشکان سهرابی
- laksariamir
- Jun 22, 2020
- 1 min read
اشکان سهرابی سهرابی به پا شد به ره خود از جان بر سینه گلوله خورد و افتاد اشکان ای بس که فتادند به خون یا زندان در زیر شکنجه ای بسی هم قربان کی هست بجز تباهی و جز هذیان کی هست بجز نشانه ای از شیطان تا کی شده بازیچه این نامردان این حیله گران و پیروان نادان اشکان و بسی دگر به پا در طغیان افتاده ولی کجا مهار است توفان از دست ستمگران کجا ما پنهان فردا من و توست و نوبت فرزندان برخیز ز داغ لعنت خود ایران برخیز و به خاطر آور این دم اشکان ا.ه.ل.ایرانی (اهلی) خرداد ۱۳۹۰




Comments