top of page

اندک اندک

  • laksariamir
  • Jun 4, 2020
  • 2 min read

اندک اندک

دختری پرسید روزی پر شرار

از پدر با اشتیاق و هوشیار

چیست راز عالم و این کردگار

پس چرا گه زندگی چون زهرمار

این همه تغییر در این روزگار

از کجا آید پدید و کو مهار ؟

گفت با کودک پر از مهر و وقار

زندگی یک جا نماند ماندگار

بگذرد چون سالهای آزگار

کوه و دریا جابجا در این گزار

گاه در دست من و تو اختیار

گاه ما درمانده یا امیدوار

گه سخن از مردمان پایدار

گه یکی در بند و دیگر برده دار

کس نباشد به ز یک ایل و تبار

چونکه انسانیم و یکسان همقطار

گرچه ما گاهی ز نادانی خمار

از خردمندی به ما بس یادگار

در پس تاریکی و شبهای تار

اندک اندک نور خورشید آشکار

دانه ای بردار و در خاکی بکار

آب و نور و لحظه های بیشمار

اندک اندک جان بگیرد ریشه دار

سبز میگردد و میآید به بار

دانه دانه ، پر شود یک بیشه زار

تا پدید آید ز سبزی سبزه زار

با تلاش و کوشش و با پشتکار

جابجا گردد ز دامان کوهسار

چون زمین در چرخش خود در مدار

روز و شب از هم گریزان در فرار

تا نباشد ذره هایی از غبار

نیست توفانی شدید و مرگبار

در دیار عشق و در دنبال یار

نیست هرگز آن به مانند شکار

در میان صد نکو مرد و نگار

بر یکی عاشق شوی بس بیقرار

قطره ها با یکدگر , بر هم سوار

زین هماهنگی بسازند آبشار

گرچه نیکو هست آب در جویبار

سرد و گرم ، کم کم شود یخ یا بخار

در پس صدها تغییر و صد فشار

یک تغییر کیفی است در انتظار

اندک اندک از تغییر ساختار

گشته دیگرگون سراسر یک دیار

شعله های کوچکی از انزجار

اندک اندک با خود آرند انفجار

دشمنی گر مانده بر جا یک کنار

حاصل وحدت بیارد افتخار

چون شماری لاله ها در لاله زار

میرسی از یک به ناگه تا هزار

هر عمل هست عاملی در کارزار

کی ز یک گل میرسد فصل بهار؟

کن رها هر داد و بیداد و شعار

گرچه کوچک، با عمل شو سازگار

در عمل ای مردمان جان نثار

راه آزادی شویم ما رهسپار

ا.ه.ل. ایرانی (اهلی) دیماه ۱۳۸۹

Comments


Subscribe Form

©2020 by Amir Ahli Laki. Proudly created with Wix.com

bottom of page