بسوی آينده
- laksariamir
- Jun 1, 2022
- 1 min read
بسوی آينده
تو کرده ای ما را ، زبون و درمانده
و ما تو را کردیم ، فقیه و فرمانده
ز هر طرف دادیم ، هر آنچه ممکن بود
که تا کنی ما را ، حقیر و شرمنده
تو خورده مال ما ، هر آنچه بود تا ته
کجا شدیم راضی ، دعا تو گر خوانده
ز پشت تو هر کس ، تو را کند شادان
غریبه یا خائن ، چو بوده خارانده
فرو چو کردی تو ، درون ما ایمان
کنیم فرو در تو ، که تا تو گریانده
غمی که در دل بود ، نهاده در جانت
که دیده مردم را ، سرت چو چرخانده
تو شادی از هر چیز ، که مانده در پشتت
که هر ستمگر خود ، بتو چو چسبانده
و با قساوت چون ، تو را کنند شادان
درون خود بینند ، تو را پدرخوانده
نشسته ای رویش ، و تخت قدرت را
رها نخواهی کرد ، اگرچه لغزانده
به کام خود خواهی ، هر آنچه برپا هست
که هر چه بود آید ، شوی تو آکنده
بسی که با شدت ، تو را کنند خوشنود
چو شادی ی خود را ، به کامت افشانده
کنون که برپا هست ، ز مردم از هر سو
دهان تو باز است ، تو را نترسانده
نبوده ایم ایمن ، بریده تا از ته
چو ریش نادانی ، دوباره رویانده
کنون چو عریان است ، و دیده سوراخش
فریب دزدان را ، کسی نپوشانده
دمت به کولت باد ، خدا تو را حافظ
چو مال تو هر جا ، غریبه جنبانده
کنون تو هر جایی ، بدان که ما هستیم
جدا ز کام تو ، بسوی آينده
ا.ه.ل.ایرانی -اهلی- خرداد ۱۴۰۱




Comments