به من چه
به من چه
اگر افتاده ایران دست نامردان به تو چه
اگر ویران شود هر گوشه از ایران به من چه
اگر ایران شود در دست دین ویران به تو چه
چو قسمت بوده پرپر گشته این بستان به من چه
اگر آزاده بر دار است و در زندان به تو چه
وگر دنیا کند فریاد بر این هذیان به من چه
اگر زیر ستم آزاده دادش جان به تو چه
اگر مادر عزادار است و هست گریان به من چه
اگر مذهب جداست از حق و از انسان به تو چه
اگر دانش جلوتر رفته از ادیان به من چه
منم حاکم و گیرم دست خود قران به تو چه
اگر دین شد سوار خلق با ایمان به من چه
اگر دین هست فریب و حیله از بنیان به تو چه
وگر مردم شوند در راه دین قربان به من چه
اگر حاکم شود ظالم و بی وژدان به تو چه
و گر حاکم شدیم از جهل تو آسان به من چه
اگر دین کرده اینجا زندگی میزان به تو چه
وگر زحمتکش است آواره و حیران به من چه
اگر گویی که فقر و درد نشد درمان به تو چه
گران است نان , بهای جان ولی ارزان , به من چه
خدا خواهد چو گردد سفره ام الوان به تو چه
و گر شد سفره ای خالی از آب و نان به من چه
مگو گر هست وطن در دست نامردان به تو چه
مگو هرگز چو ویران میشود ایران به من چه
ا.ه.ل.ایرانی -اهلی- مرداد ۱۳۹۹




Comments