top of page

بیخانمان

  • laksariamir
  • Jun 6, 2020
  • 1 min read

Updated: Jul 30, 2020

بیخانمان

هر کسی در جستجوی جای خود هست در جهان

هر کجا و هر کس اما جز من بیخانمان

در خیابان در پی نان گشته هر روز من روان

چون رسد شب در خیابان ماندگارم همچنان

آسمان زیبا و پرشور ، من ز وصفش بی زبان

گرچه میآید زمستان ، باد و باران بی امان

گه نگاهم را بدوزم من به سقف آسمان

در عجب هستم مگر نیست این غم و دردم عیان

گر خدایی هست و بیند این غم ما خستگان

با سکوت خود کجا یار است برای گشنگان

گشنگان چون خیره هستند بر دهان دیگران

پس چه باید داده پاسخ بر نگاه کودکان

گر شب و روزم ، به دنبال غذا و لقمه نان

آب و نان را من کجا جویم چو نان هم شد گران

مردمان گه بی تفاوت بگذرند از پیشمان

رنگ و با رنگند و من مفتون و شیدا این میان

گرچه میلرزم به خود گه از نگاه مردمان

بس تفاوتها چو بینم عاجز هستم از بیان

من نمیدانم چه باید کرد و ماندم ناتوان

این تفاوتها چو تیری بر دلم هست بیگمان

خشم خود را بر ستمکاران بگیرم من نشان

آنکه بر تخت حکومت مینشیند با کمان

هر چه هستم هر چه باشم کودک و پیر و جوان

کی روا هست من بمانم اینچنین بیخانمان

ا.ه.ل.ایرانی (اهلی) مهر ماه ۱۳۹۰





Comments


Subscribe Form

©2020 by Amir Ahli Laki. Proudly created with Wix.com

bottom of page