top of page

تصور کن

  • laksariamir
  • Jun 29, 2020
  • 1 min read

تصور کن


تصور کن جهانی را ، که یکسان بوده انسانها

پر است انسانیت هر جا ، و مرزی نیست به کشورها

که در آن مالکیت نیست ، فقیری نیست و یا دارا

که ما با هم سهیم هستیم ، هر آنچه بوده در دنیا


که در آن دین و مذهب نیست ، خدایی نیست و یا بتها

جهنم زیر پامان نیست ، بهشتی نیست در آن بالا

که در آن دار و اعدام نیست ، و یا نیست بند و زندانها

که آزاد است قلم در آن ، و مردم شاد و بی پروا


تصور کن که جنگی نیست ، و صلح است ریشه ای مانا

کسی جانی نمیگیرد ، نیازارد تن و جانها

شویم دارا اگر انسان ، اگر زحمتکش و کوشا

و از آزادگی از عشق ، و دارا گشته گر دانا


تصور کن جهانی را ، که هستیم زنده ما حالا

که میمیریم همه اینجا ، فقط نام و عمل برجا

برابر بوده و یکسان ، همه مردان همه زنها

نباشد زن در آن کالا ، تجاوزها و یا فحشا


تصور کن که نادانی ، شود از ریشه ها رسوا

رها گردیم ز خود بینی ، شویم هشیار شویم بینا

تصور کن که در سرما ، رسد از قلبمان گرما

که خالی جان ز زشتیها ، ولی دلها پر از زیبا


اگر گویی سخن هایم ، فقط خوابند فقط رویا

تو را گویم که رویا نیست ، نباشم من اگر تنها

بیا تا گرد هم آییم ، تصورها شوند پیدا

که تا با هم بسازیم ما ، که تا بهتر جهان فردا


ا.ه.ل.ایرانی (اهلی) آذر ١٣٩١




نقاشی از میلنا تریکیچ، ١٢ ساله ، برای یونیسف ٢٠٠٥

به یاد جان لنون ، که با تیر نادانی و سیاهی جان پاکش پرپر شد


Comments


Subscribe Form

©2020 by Amir Ahli Laki. Proudly created with Wix.com

bottom of page