تلخ و واژگون
- laksariamir
- Jul 4, 2020
- 1 min read
Updated: Jul 9, 2020
تلخ و واژگون
زندگی در کشور ما گشته تلخ و واژگون
من چه گویم با تو از دردم ، از ایرانم کنون
چون شدم من ظالمان را سوی قدرت رهنمون
خود زدم آتش به جانم ، من پشیمانم کنون
شمع و گل بودم و یک پروانه، بیتاب از درون
سوختم ، پرپر شدم ، از شعله لرزانم کنون
درد خود را با سکوتم کرده چون هر دم فزون
بیصدا بنشسته کی جویای درمانم کنون
کارگر هستم ، کشاورزم و دارم بس فنون
گرچه در آزادگی ، صیاد توفانم کنون
گر به پا هستیم شود این دشمن جان سرنگون
من به پا میخیزم ، همراه دلیرانم کنون
چونکه خواهد دشمن میهن کند ما را زبون
کی توان اصلاح کرد از ریشه ، ایرانم کنون
ا.ه.ل.ایرانی (اهلی) فروردین ١٣٩٢




Comments