تهران
- laksariamir
- Jun 2, 2020
- 2 min read
تهران
سخت است که گویم سخن از این استان
در قلب سیاست چو نشسته تهران
در جنوب البرز و لب کوهستان
وز سوی دگر کویر خشکی پنهان
از غرب رسد به آن چو باد و باران
گه بوده هوای خوش گهی نامیزان
از حبله و ابهر و ز رود طالقان
جاجرود و لار روان و ای بس غران
ری هست ، ورامین ، دماوند، شمران
استان کرج جدا شد از آن خوشخوان
ری جزو کهن ترین دنیاست الان
روزی شده پایتخت در آن دوران
تهران شده مسکن تو بسی خوشنامان
رازی شده هر زاده ری را عنوان
گر خفته میان خاک آن ستار خان
از آن شده ری خانه اهل پاکان
زهرا گر بود بهشتی در گورستان
همدست جهنم است اوین چون زندان
افتاده به خون چو هر طرف فرزندان
در خاک وطن ز تیغ آن جلادان
از زلزله ، اعراب و جنگ ترکان
ری گشته به خاک و خون و هر دم ویران
تهران و ورامین بزرگتر اینسان
وز آن شده پایتخت قاجار شاهان
گر هست ستم در آن و مردم نالان
بر مسند قدرت چو نشست بس شیطان
گه حیله دین ، گهی ز شاهی نادان
گه بوده ز بیگانه ، گهی مزدوران
در مرکز استان شده تهران الوان
منزل شده بر قافله های مهمان
نزدیک به توچال و تهران، قصران
آتشکده ای هست کهن، نور افشان
از موزه و پارک و بس دگر هست امکان
تا مجلس و بازار و باغ و بستان
یا نیاوران که گشته فرهنگستان
یا همچو گلستان ، و مرمر کاخان
ماشین شده پر و فاضل آب است داغان
آلودگی هوا و آب است تاوان
پر گشته ادارات و سیاست کاران
یا مرکز ارشاد و دین دلالان
از باقالی پخته و لبوی ارزان
نان سنگک و سیخ جگر ، لب لرزان
دلها همه خوش بود به اندک ، شادان
افسوس که بر باد شد از بد خواهان
تهران شده در جهان ز ثروتمندان
چون یافته اقتصاد و تولید جریان
افسوس ولی ز سهم آن دردمندان
از فقر و اعتیاد و فحشا حیران
افسوس که فقر حقیقتی شد عریان
بس ظلم و ستم و کودکان هم قربان
یک گرسنه دیگری ز خوردن بیجان
از شدت این تفاوت آید هذیان
یک سوست بلا به هر جوان و پیران
وز سوی دگر شهر دلیران ، شیران
تهران چو شده دولت و تخت دیوان
در دولت آن ز هر طرف نامردان
گه فارس ، گهی خامنه ، گه رفسنجان
یا ترک ، بلوچ ، کرد و عرب یا گیلان
گر بوده همیشه دولتی از سرطان
دردیست ز قدرت و ز دولتمردان
بس آمده دشمنی پدید چون اینسان
گردیده بهانه ای بدست گرگان
گر نیست در آن حق طلبی از بنیان
میهن شده بازیچه هر بی وجدان
تبعیض و ستمگری و ناحق پایان
دولت چو شود مردم خود پشتیبان
آزاد شود بیان و مردم همسان
دولت شده آیینه و هر خلق در آن
دولت چو شود جدا ز دین و یزدان
آغاز شود مسیر آزادیمان
باید که شود تمام ایران یکسان
دولت اگر است، هر زمان در تهران
ا.ه.ل.ایرانی (اهلی ) آبان ۱۳۸۹



Comments