تو بشنو پند دانا را
- laksariamir
- Jun 5, 2020
- 1 min read
تو بشنو پند دانا را
اگر آن ترک شیرازی ، بدست آرد دل ما را
ندارم من که تا بخشم ، به جز این قلب رسوا را
نیازی نیست ببخشم من ، سمرقند و بخارا را
تمام روح اجزا را ، سر و دست و تن و پا را
چه خرسندم از آن مهرش که میگردم از آن دارا
فقط مهر است که برجا هست و میسازد چو فردا را
چرا باید در این دنیا , شویم دلسنگ و جان خارا
چه به با هم شویم یارا ، میازاریم که دلها را
بیا با هم بیاموزیم ، زبان خوش و شیوا را
که روید مهربانی ها ، نماند تا دلی تارا
بیا انسان بمانیم تا ، بیابیم مهر و گرما را
نیابیم ما ز بی مهری ,هوای سرد و سرما را
چو این مهر است که میماند رها کن حرف بیجا را
تو بشنو پند انسانها ، خردمندی ز دانا را
ا.ه.ل.ایرانی (اهلی) اردیبهشت ۱۳۸۹



Comments