top of page

حال من از زار گذشت

  • laksariamir
  • Jul 4, 2020
  • 1 min read

چه بنالم به خدا حال من از زار گذشت به کجا رو بکنم کار من از کار گذشت و خدا آمد و دید، رفت ولی هر چه بلاست سر من آمد و از هر چه تبهکار گذشت اهلی رخت عزا بار دیگر میهن من کرده تن رخت عزا بار دیگر گشته پرپر مردمان بی نوا من نمیدانم چرا در میهن من هر کجا زندگانی پر ز درد است گرچه نایاب است دوا این همه کشتار بیجا این همه درد و بلا از چه میآید سر ما ، هر چه بود از ما خطا از تو میپرسم اگر هستی و میبینی خدا تک به تک فریاد کردیم گرچه نشنیدی صدا این زمان فریاد درد مشترک چون هست رسا در عجب هستم که باز هم نشنوی فریاد ما من درون سینه ام دارم غمی بی انتها کی توانم از دل گریان خود گردم جدا بار دیگر میهن من کرده تن رخت عزا بار دیگر گشته پرپر مردمان بی نوا ا.ه.ل.ایرانی (اهلی) مهر ماه ۱۳۹۱





Comments


Subscribe Form

©2020 by Amir Ahli Laki. Proudly created with Wix.com

bottom of page