top of page

حال پناهنده

  • laksariamir
  • May 25, 2020
  • 1 min read

Updated: Jun 20, 2020

حال پناهنده


چه میدانی تو از حال پناهنده ، چه میدانی؟

ز هم میهن که در غربت در آزار است چه میدانی

برون از آن سیاهی ها ، بسویی چون گریزانی

به امید از پناه هستی و یک آغوش انسانی


به امید هوایی نو، چو یوسف سوی کنعانی

و میجویی تو انسانها ، سرودت را چو میخوانی

کجا اما رهایی هست ، در این فصل پریشانی

کجا اما رسی ناگه ، که هر سو هست هذیانی


فراری گشته از ظلمت ، چو آنجا نیست وجدانی

ز مزدوران و ماموران ، ز هر ظالم و هر جانی

ولی افسوس که اینجا هم، پر است از رنگ پنهانی

و اینجا هم رهایی نیست ، ز هر رفتار شیطانی


بسی بی نان و آب تنها ، در آن سوی فراوانی

بسی با کودکی خسته ، چرا اینگونه گریانی

بسی افتاده در بند ودوباره گشته زندانی

خشونت هست گهی اما ، و گه رفتار حیوانی


بسی مجبور که برگردند ، بسوی مرگ و ویرانی

بسی گردیده سیر از جان ، کجا از مرگ ترسانی

نباشد حق و انصافی ، نباشد عدل و میزانی

چو هستی با هزار امید ، در این خفت تو میمانی


چه از دستت برآید یا اگر داری تو امکانی

نمانیم منتظر یاران که تا گردیده بحرانی

بیا ای هموطن با هم ، دهیم یاری به ایرانی

بیاد آریم هر ایرانی، هر ایرانی ، هر ایرانی


ا.ه.ل.ایرانی (اهلی) اردیبهشت ۱۳۹۰




Comments


Subscribe Form

©2020 by Amir Ahli Laki. Proudly created with Wix.com

bottom of page