خاکستری
- laksariamir
- Dec 21, 2020
- 1 min read
چگونه میتوان سیاهی را اصلاح کرد و خاکستری جلوه داد , با رنگ خون چه میکنیم؟
---
خاکستری
قصه ما ز جداییست و از خودسری است
تو مگو مشکل من نیست و از دیگری است
چو جدا مانده مگو مقصدت هم گوهری است
تو مگو باورت انسانی و هم پیکری است
درد مردم شده یک کوه , مگو ظاهری است
هموطن از چه سزاوار چنین کیفری است
قصه درد من و تو نه ز بی اختری است
ریشه اش دولت و دین است که در رهبری است
چو در این دولت و دین حیله گری سروری است
بر سر مسند قدرت چه عجب هر خری است
ز مدیری که فقط فکر شکم پروری است
چه امیدی که به مردم ثمرش یاوری است
تو مپندار جدایی ز ستم برتری است
چو رسد نوبت تو درد تو کی سرسری است
تو مگو نیست سیاهی, همه خاکستری است
تو مگو قابل اصلاح و ز افسونگری است
مشکل مردم ما مذهب و خوش باوری است
مشکل وحشت و جهل است و یا نوکری است
عشق دین همچو خرافات و جادوگری است
از بهشت است و جهنم که پر از مشتری است
پر شد از درد و وطن بی رمق و بستری است
گر جدا مانده کجا درد وطن آخری است
ترس و نادانی چو بر پشت بشر خنجری است
گر تو دانا و جدایی همه خود محوری است
دل آزاده زند پر نه پی دلبری است
عشق آزادی میهن و ز جان پروری است
درد ما درد جداییست و از خودسری است
تو مگو مشکل من نیست و از دیگری است
ا.ه.ل.ایرانی -اهلی- اردیبهشت ۱۳۹۹




Comments