top of page

دریاچه مهارلو

  • laksariamir
  • May 26, 2020
  • 1 min read

دریاچه مهارلو


آمدم من تا لب دریاچه بینم رقص قو رقص قو هم پیشکش من آمدم دریاچه کو؟


از مهارلو مانده تنها یک کویر غم به جا مرغ و ماهی گشته همراه چونکه مرگ است پیش رو

بوی مرگ است در هوا در جای بوی زندگی مانده ام افسرده و در حسرت آن رنگ و بو

بار دیگر بر دلم بنشسته این آوار غم این غمم را پس کجا و کی کنم من بازگو

گر بگویند خشکی دریاچه هم کار خداست کی سزاوار است دهی گوشت به مشتی یاوه گو

گر بپرسی چاره و راه نجات ما کجاست گویمت در قلب خود باید کنیم ما جستجو

آرزویی گر ز آزادی و حق هست در دلت گر نشستی کی شکوفان میشود یک آرزو

ا.ه.ل.ایرانی (اهلی) آبان ۱۳۹۰

Comments


Subscribe Form

©2020 by Amir Ahli Laki. Proudly created with Wix.com

bottom of page