top of page

روزی که دنیا آمدم

  • laksariamir
  • May 27, 2020
  • 1 min read

Updated: Jun 21, 2020

روزی که دنیا آمدم


روزی که دنیا آمدم از مذهب بابا شدم

بی دین و مذهب آمدم از مذهب آنجا شدم

من عابد سنگی سیاه یا بس دگر بتها شدم

از مکتبی از شرق دور یا مکتب بودا شدم


شاید مسلمان زاده یا من از یهودیها شدم

زرتشتی یا هندو شدم، کافر شدم ترسا شدم

گه عابد صدها خدا یا آنکه هست یکتا شدم

دینم چو بوده بهترین شکر خدا ارضا شدم


روزی رسید تا ناگهان من وارد غوغا شدم

در جنگ بین خوب و بد من وارد دعوا شدم

گمگشته در رویای خویش من ناگهان افشا شدم

دیدم دروغ زندگی خارج از آن رویا شدم


از ریشه های باورم من ناگهان پرسا شدم

در قلب هر اندیشه ای من پاسخی جویا شدم

با دانش و مهر و امید من راهی فردا شدم

در جنگ نیکی و بدی اینگونه من گویا شدم


از تاجران دین گهی مخفی شدم تنها شدم

از دشمنان عقل و هوش آزرده و تارا شدم

محکوم به مرگ یا زندگی در بندگی کالا شدم

یخبسته من از روح و جان یا خفته در سرما شدم


گم گشته در عمق فریب نادان و ناپیدا شدم

همراه با آزادگان پیدا و بی پروا شدم

چون قطره ای از قطره ها وارد به یک دریا شدم

دریایی از انسانیت بر پهنه دنیا شدم


زحمتکش و آزاده را دیدم و پر آوا شدم

دیدم ز درد کودکان از جای خود برپا شدم

در راه انسانی به پا انسان شدن کوشا شدم

در باغی از انسانیت من عاشق گلها شدم


از درد و رنج دیگران دردم گرفت دارا شدم

از بند باورهای کور گشتم جدا بینا شدم

روزی که دنیا آمدم من بی خبر رسوا شدم

این لحظه اما بر من است تا آگه و دانا شدم


ا.ه.ل.ایرانی (اهلی) خرداد ۱۳۹۱






Comments


Subscribe Form

©2020 by Amir Ahli Laki. Proudly created with Wix.com

bottom of page