ز چه حاصل
- laksariamir
- Jun 6, 2020
- 3 min read
ز چه حاصل
با وعده دین ریشه بریدند وطن را
سی سال چو پر گشته از اوباش و اراذل
صد چهره عوض شد ، ولی در پس پرده
بنشسته چو اوباش و اراذل ، ز چه حاصل
جمعی شده آماده پیمان ز دل و جان
از مژده آزادی ز یک رهبر عادل
جمعی زده فریاد ، از این حیله حذر کن
آغشته به خون است ، ز چه حاصل ، ز چه حاصل
این لحظه چه امید ، از آن مژده و پیمان
دیروز چو بنشسته سر سفره قاتل
جمعی دگر از شاه کهن داده سخن باز
این شعبده بازی ز چه حاصل ، ز چه حاصل
کشتند بسی مردم روشن دل از آغاز
سی سال گذشت ، مردم میهن شده عاقل
با پرچم اسلام وطن را چو دریدند
این دم سخن از پرچم اسلام چه حاصل
باید که یکی شد و بر انداخت نظامش
باید که شویم متحد از خارج و داخل
گر بگذرد آن لحظه و ما غرق خیالیم
سی سال پر از خون ز چه حاصل ، ز چه حاصل
پایان بدهیم تکروی و تفرقه بازی
باید که یکی گشته در این حل مسایل
صد قافله بگذشت از این راه و تلف شد
بار دگر این راه رویم ما ز چه حاصل
عمری همه دیدیم از اسلام در عالم
اصلاح طلب گویدم ، اینها همه جاعل
گوید چو مرا ، این همه اسلام نبوده
اسلام بیاید پس از اینها ، ز چه حاصل
اعدام و تجاوز و شکنجه و جنایت
اینها همه وحی است ، که بر ما شده نازل
چند کشته میهن مگر اصلاح طلب بود؟
فرزاد و ندا و دگران رفته چه حاصل ؟
موجی که به پا گشته چو آرام نمودیم
موجی که نبود ، گر نرسد تا لب ساحل
امروز چو ملت همه بر پا و خروشان
رهبر چو بگوید فقط اصلاح , چه حاصل
اصلاح شود صورت و سر ، ریشه چو بر جاست
سی سال دگر بگذرد ، اما همه غافل
گر بار دگر در تله افتد وطن ما
صدها دگر افتاده و در بند ، چه حاصل
وین نسل پر از عشق جوانان همه بر باد
سرها شده بر دار ، سر ما شده شامل
گر پرچم اصلاح شود پرچم اسلام
این پرچم ایران که نبودست ، چه حاصل
باید که رها از همه تبعیض و حقارت
قانون اساسی و فقیهان شده باطل
هر ملیت و قوم چو شد زیور ایران
گر ترک و لر و کرد جدا شد ز چه حاصل
اندیشه رها باید از این ظلم و ستمها
باید که رها روح ، رها جان و رها دل
امروز ، اگر آزاد ، ز جنبش و چو فردا
گر میرود اندیشه به زندان ، ز چه حاصل
اصلاح اگر اینجاست ، ز بنیاد رژیم است
بر جا چو نظام است ، هدف کی شده نائل ؟
شاید که گروهی شود آزاد و به جا بند
آزادی و انصاف ، چو نباشد ز چه حاصل
این دم تو بسی دیده که با باد روانند
توفان شده این جنبش و برخی شده مایل
این لحظه شده همدل و همراه ، صد افسوس
فردا چو وزد باد به دگر سو ، چه حاصل
دژخیم چو در دست بگرفت داس تباهی
مردم همه شوریده ، سراسیمه و عاجل
باید که یکی شد و چو توفان به پا خاست
بگذشته ز جان گرچه یکایک ، ز چه حاصل
اصلاح گری ، میهن ما را ثمری نیست
گر خانه به جا بود ، به جا دشمن کاهل
میهن شده موجی ، که آرام ندارد
این دم سخن از پرچم اصلاح چه حاصل
گر میهن ما لحظه ای آزاد ز ملا
اصلاح شد امروز ، ولی کی شده کامل
امروز به پا خیز ، تو ای میهن سرسبز
فردا اگر ایران شده ویران ، ز چه حاصل
ا.ه .ل -ایرانی (اهلی) - خرداد ۱۳۸۹



Comments