سهم زن
- laksariamir
- Jun 6, 2020
- 1 min read
سهم زن
در دل تاریخ از حال یا زمان های کهن
حق کشی ها و ستم بسیار بوده سهم زن
زندگانی زین همه ناحقی گه همچون لجن
اندک اندک تا گرفته ذره های حق زن
گه چو بود فرزند دختر زنده زنده گشته دفن
از شکنجه یا تجاوز ، هر حقارت سهم زن
خانه داری ، پخت و پز از کودکی آموختن
بوده بس ظلم و ستمها هر طرف با نام زن
بچه ها باید تر و خشک و لباسی دوختن
هرچه از مشت و لگدها هست و سنگسار سهم زن
گشته چون کالا ، نه یک انسان، فقط تن یا بدن
آلتی در دست ناپاکان و مردی راهزن
کی ز دست مرد وحشی ، جاهل و قلدر شد امن ؟
بس خشونت ، زورگویی، مشت و مال است سهم زن
کی نلرزد جان انسان زین جنایت در کفن
گشته بر پا تا جهان آگه شود از روز زن
هر کجا گر هست مجالی، گشته شمع انجمن
هرچه پاپوش است و هر بی اعتمادی سهم زن
کی توان عشقش به فرزند را قویتر یافتن
کی سزاوار است ستمها بر مقام پاک زن
گرچه دشوار است رهش، آماده است در ساختن
با هزاران جانفشانی ها گرفته سهم زن
اعتیاد و فقر هست ، فحشا ، فروش روح و تن
گاه هست و گاه نیست از انتخاب ، هستی چو زن
چون بپا خیزد نباشد بهتر از او بت شکن
گرچه بسیار است شکیبا، خواستار است سهم زن
خوش ادا ، خوشبو و زیبا همچو نرگس یاسمن
مرد یا زن، دست کم هرگز مگیر نیروی زن
جنگد هردم بهر آزادی خویش، بهر وطن
لحظه لحظه تا شود یکسان و بر حق سهم زن
هر کجا آزاده برپا و هم آوا مرد و زن
جان اگر بر لب رسد ، بیرون ز لاک است شیرزن
ا.ه.ل ایرانی (اهلی) اسفند ۱۳۸۹



Comments