سیر شدم
laksariamir
May 30, 2020
1 min read
سیر شدم
آغاز جوانی و همی پیر شدم
بشکسته دو دست و پا زمینگیر شدم
افتاده ز چشم یار و یاور آسان
چون اشک ز دیدگان سرازیر شدم
گه مردم و گه زنده شدم من از عشق
گویی که شکسته یا که تعمیر شدم
با قلب شکسته بی خبر از دنیا
از دوست و دشمن همه دلگیر شدم
هرکس پی شعر تازه ای پر معنا
من شعر و سروده ای که تفسیر شدم
هرکس پی اسرار طلایی در خواب
من خواب طلایی ام که تعبیر شدم
عاشق شدن به بی وفا چون بند است
افتاده به دام و بند و زنجیر شدم
عشق است که میکند خرد نابینا
عریان ز خردمندی و تدبیر شدم
بستم چو دو چشم و گوش در بازی مهر
تسلیم شده بازیچه تقدیر شدم
ای بس که شنیدم و بسی هم دیدم
آگه شدم افسوس ولی دیر شدم
دیدم همه حیله های بی مهری دهر
سرخورده ز حیله ها و تزویر شدم
نوشیده تو جام جانم و سیر شدی
دیدم همه رنگ زندگی سیر شدم
ا.ه.ل.ایرانی (اهلی) اززمانهای دوردست



Comments