سیران یگانه
- laksariamir
- Jun 30, 2020
- 1 min read
سیران یگانه
امروز که پی مدرسه گردیده روانه
لبخند ز لبش پر زده سیران یگانه
مادر پدر افتاده ز بیحالی و اندوه
چشمان به در است آمده شاید که به خانه
این سهمیه نفتی که در مدرسه ما
سوزانده جگرها که نبود سهم سرانه
سهم من و تو رفته به جیبی که ندیدیم
یا سهم ضریح یا که به صندوق خزانه
این دولت ننگین که به فکر من و تو نیست
از ریشه همین بوده کجا جای بهانه
این سفره درد من و تو نان کسی هست
خواهم که بر آن قلب پلید رفته نشانه
در کودکی اش گرچه که آزار جهان دید
او رفته نبیند دگر از رنج زنانه
او رفته و ما مانده بجا راه به جا هست
مرگ بهتر از این زندگی تلخ سگانه
غمخانه ما بار دگر پر شده از درد
بشکسته دل ما و دل و جان زمانه
من خسته شدم زین همه درد و ستم و ظلم
بشکستن دلها شده چون ساز و ترانه
این گل که در این فاجعه پرپر شده امروز
روزی ز دل خاک غمین کرده جوانه
ظالم شده آنروز به دوزخ چو روانه
لبخند به لبش آمده سیران یگانه
ا.ه.ل.ایرانی (اهلی) آذر ١٣٩١




Comments