top of page

طاقت فرسا

  • laksariamir
  • Jun 20, 2020
  • 1 min read



در گور زمان که پر کشیدند جانها

من منتظرم که تا رسند انسانها

این لحظه که مانده دربدر در سرما

در حسرت و درد و ناامید بی رویا

ایکاش که بشنوی تو از من آوا

انسانیتت کنی به من تا اهدا

ای آنکه کنون کرده غم من حاشا

روزی برسد که مانده خود با غمها

درد است به جان به وسعت یک دنیا

سرد است و نان به سفره نیست در اینجا

سرد است منم به حسرت از یک گرما

سرد است و درد است چه طاقت فرسا

خواهی که تو دست من بگیری فردا

دیر است بیا که این دم هستم تنها

ا.ه.ل.ایرانی (اهلی) مهر ماه ۱۳۹۱


Comments


Subscribe Form

©2020 by Amir Ahli Laki. Proudly created with Wix.com

bottom of page