top of page

عزا دارم

  • laksariamir
  • Jun 2, 2020
  • 1 min read

عزا دارم

امروز عزا دارم ، درمانده و بیمارم

رفتی چو تو از پیشم، من مانده عزا دارم

امروز غم خود را، از سینه برون آرم

از دیده چو میبارم، این غم شده اشعارم

رفتی تو پدر جانم , بردی همه اسرارم

رفتی تو چرا مادر , من تشنه دیدارم

گویی که به خواب هستم، افسوس که بیدارم

امید شفا دارم ، امید به تیمارم

داغی که به دل دارم ، وآن یاد چو میآرم

از ماتم جان تو ، رنجور ز دادارم

رفتی و نبودم من ، این میدهد آزارم

در سینه و با یادت ، همواره وفادارم

چون با تو نبودم من ، آن کی شده انکارم

کوتاهی من امروز، در دیده شده خارم

درمانده و بر جا من ، این لحظه شد اقرارم

افسوس نباشم من ، در خاک که بسپارم

چون دانه ای از مهرت ، در سینه خود کارم

آن خوشه مهرت را ، همواره نگهدارم

یاد آر عزا دارم ، از دیده چو خون بارم

لبریز شدم از غم ، ای مونس و غمخوارم

امروز عزا دارم ، بشکسته و بیزارم

تنها سخنم بشنو، ای همسفر و یارم

با من تو مدارا کن ، این لحظه دشوارم

درمانده و بیمارم ، امروز عزا دارم

ا.ه.ل. ایرانی (اهلی) بهمن ۱۳۸۹

Comments


Subscribe Form

©2020 by Amir Ahli Laki. Proudly created with Wix.com

bottom of page