top of page

غربال و جارو

  • laksariamir
  • May 24, 2020
  • 1 min read

غربال و جارو ------------------ دلی دارم که آسان میکند خو به چشمان سیاه و حلقه مو ندارد حاصلی جز آه و اندوه به هر سیمین رخی چون میکنم رو دل عاشق ، دلبر اما گرم بازیست منم بازیگر این بازی او روند بازیگران هر دم ره خویش شود دل در پی درمان و دارو گهی خنجر به پشتم خورد و از آن زمین افتاده من بر هر دو زانو شدم من ناتوان و خسته از غم و ماندم من بدون زور بازو چو شادی پر زد از این سینه مهر بریدم من ز مردم گشته اخمو و من در قایقی بر موج دریا بدون بادبان و هر دو پارو گهی من یافتم راه رهایی گهی ماندم به جا بزدل و ترسو دلم خواهد شوم آزاد و سرمست گزارم سینه بر دریاچه چون قو چو عمری سوختم از بیوفایی شدم آگه ، نه نادانم نه هالو سرانجام من رها از هر چه زالو گرفتم دست خود غربال و جارو ا.ه.ل.ایرانی (اهلی) از سالهای دور





Comments


Subscribe Form

©2020 by Amir Ahli Laki. Proudly created with Wix.com

bottom of page