top of page

فرخ‌لقا هوشمند

  • laksariamir
  • Jul 11, 2020
  • 2 min read

یادم آید ننه آقای صمد با لبخند

که چه سان با هنرش جان و دل ما آکند

زاده رشت و هنرمند وطن بود هوشمند

وز هنر بود که کرد با وطن خود پیوند

اهلی



فرخ‌لقا هوشمند , فرخ لقا پوررسول (۲۵ اسفند ۱۳۰۷–۲۲ تیر ۱۳۸۸) بازیگر پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون بود که در بیش از ۷۰ فیلم سینمایی نقش داشت دارد. از میان آن‌ها می‌توان به «کلاغ»، «باشو غریبه کوچک» «افسانه آه»، دونفر، شب قوزی، خواستگار، مسافران، همسر، بلوف، کلاه قرمزی و پسر خاله، سفر و سوته دلان» اشاره کرد. همسرش, رضا هوشمند, نیز از چهره های سرشناس تئاتر آن زمان بودو سه فرزندشان هم در کارهای هنری فعال بودند.

فرخ‌لقا میگوید : از چهارده سالگی همراه پدرم به تئاتر شهر رفتم.

آن زمان چند نفر دور هم جمع شدند و گفتند رشت به این بزرگی و پر آوازه ای یک کلاس تئاتر و یک هنرپیشه ندارد.خلاصه چند نفر سرمایه گذاری کردند و خانه ای برای این کار گرفتند و هنرپیشه جمع کردند، این گونه شد که خانه تئاتر در رشت تاسیس شد.

در آن زمان خیلی مشکل بود که یک خانم در تئاتر کار کند ولی ما در رشت که یکی از شهرهای شمالی بود برنامه اجرا می کردیم و خیلی هم مورد استقبال قرار می گرفت.


مدیر مدرسه دبیرستانمان را برای دیدن تئاتر دعوت کرده بودم، با این کار قصد داشتم کمی ابراز ارادت و دوستی کرده باشم، دست بر قضا آن شب من نقش یک دختر لوس و شیک را بازی می کردم.

بعد از دیدن تئاتر و بازی من روزی که به مدرسه رفتم، وقتی وارد کلاس شدم، مدیر مدرسه من را از کلاس بیرون کرد و به بچه ها گفت: می دانید این دختر چه کار می کند و چرا از کلاس بیرونش انداختم، او تئاتر کار می کند.

در حالی که ما کار و فعالیت اجتماعی می کردیم خلاصه کار ما شده بود مبارزه با این جور آدم ها، تا این که به تهران آمدیم، دیدیم تهران خیلی پیشرفته تر از ما هستند و آن ها با خیال راحت تری تئاتر کار می کنند.


در فیلمی با بهروز وثوقی بازی داشتم، صحنه آخر فیلم بود، داستان فیلم از این قرار بود که بهروز وثوقی عاشق دختری شده بود، در حالی که هر دوی آن ها فرزندان من بودند و خودشان اطلاع نداشتند(همان قصه های قدیمی و تکراری) که خواهر و برادر هستند.

دختر را یک خانواده دیگر بزرگ کرده بود.

آخر سر که کار داشت به جاهای باریک کشیده می شد، به کاراکتر پسر «بهروز وثوقی» گفتم این دختر خواهر توست.

در این قسمت فیلم پسر باید یک سیلی به مادرش می زد.بهروز وثوقی چنان سیلی محکمی به من زد که پرده گوشم پاره و گوشم کر شد.

جالب تر این که برای دلجویی از من بارها مرا به خانه اش دعوت کرد و تا مدت ها کارهایم را انجام می داد.


فرخ‌لقا در روز ۲۲ تیر ماه ۱۳۸۸ پس از مدتی بیماری درگذشت.






Comments


Subscribe Form

©2020 by Amir Ahli Laki. Proudly created with Wix.com

bottom of page