top of page

فکر غم خویش

  • laksariamir
  • Jul 7, 2020
  • 1 min read

فکر غم خویش

گر نیست ز ما همروی این درد به جا هست

تا مانده فقط ما همگی فکر غم خویش

مردم همه در رنج و عذابند و دوا نیست

خالی شده دلها ز امید پر شده تشویش

هر لحظه رسد یک خبر از درد و تباهی

هر دم بزند مار ولایت به کسی نیش

هر کس شده درمانده از این ظلمت و تزویر

مردم شده آزرده و دلها همگی ریش

کی راه رهایی بتوان یافت در این شهر

درد است به هوا از سر شوش تا پل تجریش

تا کی سخن از آنچه که کردیم و بودیم

وقت عمل است تا سخن از مذهب و از کیش

بنشسته و خاموش چه هست جای شکایت

بر جا منشینیم و به پا گشته رویم پیش

گر نیست ز ما همروی این درد به جا هست

تا مانده فقط ما همگی فکر غم خویش

ا.ه.ل.ایرانی (اهلی) آبان ١٣٩١






Comments


Subscribe Form

©2020 by Amir Ahli Laki. Proudly created with Wix.com

bottom of page