قزوین
- laksariamir
- May 24, 2020
- 1 min read
Updated: Dec 21, 2020
قزوین
باید که نموده شهرهایش تحسین
استان شمال غرب تهران ، قزوین
روزی شده پایتخت و روزی غمگین
از حمله اعراب و مغول بس خونین
از روسیه در جنگ جهانی چرکین
افکنده چو بمبهای خود را ننگین
یک سو ز زمین لرزه شده بی تسکین
یک سو شده بینوا و مردم مسکین
پر قدمت و پر حادثه شهری دیرین
در کشت ، همیشه بوده خوش از پیشین
از پسته و فندوق , انگبین یا نسرین
تا کشمش و انگور دهانت شیرین
افسانه نبود آن الموت زرین
کوه الموت از آن شده بس سنگین
صباح گرفته قلعه را با زوبین
در عهد مغول لباس مردم مشکین
هر قلعه و بقعه هست نشان از آیین
هر صنعت و کار دست آن بس سیمین
خطاطی آن هزار سال در تمرین
قالی بافی همیشه در آن تضمین
از تصوف و حدیث و فقه و تلقین
مردم شده بازیچه دستی از دین
گردیده امیدوار ، مردم خوشبین
روزی چو کنند زندگی خود تعیین
رود الموت و طالقان با تمکین
تا رود سفیدرود ، گردد تزیین
از عبید زاکانی و عارف تأمین
فرهنگ کلام دهخدا شد تدوین
تاکستان کی کرده کسی را بدبین
با تات نشین شد همنشین و همدین
شد فارسی از لهجه قزوین نمکین
وز کردی و آذری و تاتی آذین
دیماج و حلیم و قیمه, کوکوشیرین
در چهره هر بد دهنی یا توهین
باید که نموده شهر قزوین تحسین
سرد است و خشک جنوب البرز قزوین
ا.ه.ل.ایرانی (اهلی) آبان ۱۳۸۹




Comments