top of page

ما را چه شد

  • laksariamir
  • Jun 26, 2020
  • 2 min read

ما را چه شد


عشق میهن پس چه شد دلدارها

مهر انسانی چه شد غمخوارها

بند و زندان است و بس کشتارها

بس دلیران وطن ، بر دارها


پر شد از فقر و پر از بیکارها

اعتیاد فحشا و بر جان خار ها

گر چه کردند هر کجا آزارها

گرچه کردند هر زمان انکارها


همچنان بر پا شدند بیدارها

هر کجا از جان و با پیکارها

کشته احسان و ندا ستارها

رفته از دست رژیم افسار ها


گرچه میهن کرده آن ایثار ها

ما جدا ماندیم پر از گفتار ها

انتظارات غلط ، پندار ها

نا امیدی در بسی رفتار ها


پر شد از خود بینی در معیارها

گم شدند مردم در این آوارها

گم شدند از هم جدا بیزارها

پر شد اما هر کجا از مارها


مانده بر جا گر کنون غدارها

مشکل از نادانی است هشیارها

عشق میهن پس چه شد دلدارها

این میان ما را چه شد غمخوارها


ا.ه.ل.ایرانی (اهلی) آذر ١٣٩١


از یک طرف آزادگان بر چوبه دار ، در بند ، زیر شکنجه و در اعتصاب غذا که ذره ذره از جانشان را تقدیم آزادگی و آزادی میکنند، از یک طرف اینهمه مقاله، نقد و عکس و طرح و شعر و نوشته و افشاگری و خبر رسانی گم شده در خود بینی و داد و فریاد یاوه گویان خودنما که با ایجاد نفرت و دشمنی تنها به جدایی دامن میزنند . امید فردای ما کجاست به جز در اتحاد انسانی مهر .


گاهی وقتها ، چنان غرق باورهای خود هستیم که این باورها به آیه هایی از کتابی آسمانی تبدیل شده و دستور عملی ثابت و زنجیری به پا و اندیشه و راهی جدا از آن نمیبینم حتا اگر راهی باشد به فردایی بهتر برای انسانیت و خردمندی. ایکاش بتوانیم از این باورهای خود بینانه فاصله بگیریم و ببینینم که تیر سیاه حماقت و خود بینی و زور چه پلیدیها به ارمغان دارد


سالها چشم و گوش و دهان بستیم و ریشه های ستم بارورتر شدند. آزادگان با ذره های جان پاک خود امیدی تازه از دل خاک آزادگی رویاندند. و ما فریاد آزادی سر دادیم ،و به خود گفتیم که ما هم هستیم. و ما خودی نشان دادیم و فریادی زدیم و شعاری دادیم و ادعایی کردیم ... نمیدانم چه شد که راه گم شد، و تنها خود دیدیم و باور خود و بتهای خود و آسان از یاد بردیم که چه میخواستیم. از یاد بردیم که اتحاد در مقابل هر ستم و نابرابری و حق کشی و زنجیر اندیشه و کشتار و شکنجه و بند تنها راه آزادگی و انسانهاست . ما از یاد بردیم ولی آزادگان همچنان در بند ، زیر شکنجه و از زیر خاک فریاد آزادی را زنده نگاه داشتند. و ما همچنان با خودبینی و نادانی دم از آزادگی زدیم و به گلوی همدیگر چنگ انداختیم. در چنین شرایطی چه انتظاری هست از مردمی که سالها زیر ریشه های ستم کمر خم کرده و با همه شستشوی مغزی سالها ، به هر روزنه امید پناه خواهند برد حتی اگر اصلاحی باشد که لحظه ای دردشان را از یاد ببرد. این ما هستیم که اصلاح طلبی را ریشه دادیم، وقتی که چشم خودبینمان اتحاد را از یاد برد و آزادی مردم ما را به تاجران مهر و ریا فروخت. جای شکایتی نیست... و من همچنان امیدم به آزادگان است که از یاد نبرده اند ، خونهایی که خاک انسانیت و آزادی را جان دادند. و از یاد نبرده اند که حق گرفتنیست نه دادنی.

اهلی






Comments


Subscribe Form

©2020 by Amir Ahli Laki. Proudly created with Wix.com

bottom of page