من اگر خدا بودم
- laksariamir
- Jun 6, 2020
- 1 min read
من اگر خدا بودم
من اگر خدا بودم ، دل مردم نشکستم
که از این شکسته دلها نشود دمی بسودم
اگرهست غبار غمها، و دلی اگر شکستم
ز دل مردم پر غم ، این غبار غم زدودم
من اگر خدا بودم ، من کجا خسیس و پستم
گر که خشکد دل صحرا ، میدهم ز آب رودم
میکنم ز جان و دل من ، هر چه میآید ز دستم
شوم آوای محبت ، همه بشنوند سرودم
من اگر خدا بودم ، چه به جای خود نشستم
ناله های مردم پاک ، هر کجا چو من شنودم
من ز جا به پا خیزم ، ننشینم ، ننشستم
مردمان را همه جا من ، ز ستم رها نمودم
من اگر خدا بودم ، چشم و گوش خود نبستم
بشنوم ز ناله هایت ، با سراپای وجودم
چو ستم شود به مردم ، و اگر که چشم بستم
آتشم من ، یا که دودم ، و از آن شود رکودم
من اگر خدا بودم ، من کجا ز باده مستم
در میان همه بیداد ، پس چگونه من غنودم
چه نیاز که گویمت من ، که بیا و بپرستم
چه نیازی از دعاها ، چه نیاز از این سجودم
من اگر خدا بودم ، بندها را بگسستم
همه مردمان برابر ، همگی ز تار و پودم
من اگر خدا بودم ، من اگر خدا هستم
گر خدا برای حق است ، پس چرا، چرا نبودم
ا.ه.ل.ایرانی (اهلی) اردیبهشت ۱۳۹۰



Comments