من چه خندانم کنون
- laksariamir
- Jul 4, 2020
- 1 min read
من چه خندانم کنون
من که میسوزم کنون هم از برون و هم درون
با من از لبخند چه میگویی ، چه خندانم کنون
هر چه دارم من ز عمق سینه میارم برون
تا بدانی از چه حیران و پریشانم کنون
من که از درد جدایی ها رسیدم تا جنون
خود درون دخمه تاریک زندانم کنون
من نشانت میدهم این پاره های غرق خون
تا بدانی درد جانم را که ویرانم کنون
لحظه لحظه چونکه میگردد غم و دردم فزون
ذره ذره بی امان سوزد تن و جانم کنون
گرچه در بند است عزیزم من غمینم ، کی زبون
من به پا و سر بلندم با عزیزانم کنون
من که میسوزم کنون هم از برون و هم درون
با من از لبخند چه میگویی ، چه خندانم کنون
ا.ه.ل.ایرانی (اهلی) فروردین ١٣٩٢




Comments