موج خشم
- laksariamir
- Jun 17, 2020
- 2 min read
موج خشم
روز میعاد آمد از ره بر همه آزادگان
تا بدست خود بگیریم میهن ایرانیان
لحظه لحظه مردمان ازهرطرف گرد آمدند
تا بداند دولت زور، مردم ما با همند
هر طرف فریاد خشم همراه با عشق وطن
دسته دسته مردمان همراه گشتند مرد و زن
پاسداران و بسیجی های ننگین از ستاد
ناگهان با گاز اشک آور به جان ما فتاد
هر طرف کردند این نامردمان تیری رها
کی هراسی شد از آن اما میان بچه ها
کوچه کوچه ، هر محله، تا به هر میدان شهر
میکنیم ما آب و نان این پلیدان را چو زهر
گرچه بودند در درون خودرو و روی موتور
همچنان فریاد کردیم مرگ بر هر دیکتاتور
پاسبان ها و پلیس هم این میان باتون بدست
گرچه میدیدی بسی از شرم چشمان را ببست
ارتشی ها را صدا کردیم اگر با غیرتند
یا دلی در سینه دارند ، همصدا با ملتند
گرچه مزدورانه خلق بی دفاع را میزدند
هر طرف مردم دلیرانه به میدان آمدند
بس فتادند گرچه در دام پلیدان هر طرف
ای بس آزاد ازتلاش مردمان با شرف
دختران بیگناه را چونکه میکردند اسیر
ما رها کردیم ز دست این پلیدان حقیر
گرچه زخمی دست و پاها ، دیدگان پر اشک شور
درد را کی کرده احساس ، چون سراپا پر غرور
لکه های خون نشسته بر تن و پیراهنم
قابلی نیست ، لکه ننگ چون رود از میهنم
روشنایی های روز پایان و آمد وقت شب
همچنان آزاده بر جا مانده با هر شور و تب
میشود آزادی میهن چو نزدیک دم به دم
میشویم همگام و همراه ، بیشتر با هر قدم
مردمان دریا شدند و خشم آنان همچو موج
هر چه مزدور است ز پا افتد چو آییم ما به اوج
این زمان چون آتشی در زیر خاکستر به پاست
گر نشینیم ما بجا ، آن دم خطایی نابجاست
نیست پایانی به این فریاد خشم و انزجار
اندک اندک میرسد پایان و وقت انفجار
روز جنبش خوانده اند از مهر و آزادی سرود
وین دلیران را یکایک از وطن صدها درود
ا.ه.ل ایرانی (اهلی) ۱۰ اسفند ۱۳۸۹



Comments