میروم به زندان
- laksariamir
- Jun 21, 2020
- 1 min read
قللبم شکست نگفتم ، بر مادر فداکار
در راه آسمانها ، از من خدا نگهدار
قلبم شکست کنون از ، بدرود با عزیزان
چون میروم به زندان ، چون میروم گرفتار
اهلی
آمد خبری خوش و دمی شاد شدیم
ویرانه درد و یک دم آباد شدیم
افسوس اگر که بند پا مان برجاست
ایکاش رسد خبر که آزاد شدیم
اهلی
قبل از آمدن او به مرخصی با تاکید به او گفته بودند که این مرخصی طولانی و به نوعی دائمی خواهد بود. وگرنه نسرین اعلام کرده بود که حاضر نیست پس از ٢ سال و نیم, به مدت ٣ روز به مرخصی برود. مرخصی ٣ روزه بیشتر موجب خواهد شد آرامش بچه ها از بین رفته و وضع روحی آنها به هم بریزد. استدلال او کاملا درست بود همین طور هم شد.
ساعت ١١ امشب در حالی که بچه ها گریه میکردند و حاضر نبودند از مادرشان جدا شوند و از طرف دیگر همه ی دوستان و همراهان از این احضار شوکه بودند نسرین وارد زندان شد.
او چمدان مسافرت را که آماده کرده بود خالی و با وسایل زندان پر کرد و رفت ... !!
رضا خندان
دوم بهمن ١٣٩١




Comments