top of page

ناموس

  • laksariamir
  • Jun 6, 2020
  • 1 min read

ناموس

به زنها داده این قانون مخصوص

نباید زیستن چون رفته ناموس

مرا گفتند ز دوران جوانی

چه زیبایی، چه خوش رنگی، چو طاووس

همه مردان ثروتمند و بی چیز

شتابان سویت آیند دست و پا بوس

گهی با خود بیارند ثروت و جاه

گهی گردیده اند آن مرد قابوس

گهی با هدیه ، گه گردیده خوش رو

گهی هم با زبان چرب و چاپلوس

مبادا دست نا محرم به سویت

سیه ماند به جانت، لک چو آبنوس

برایت آید آن روز مقدس

صدا از هر طرف آید ز ناقوس

شود مردی توانا همسر تو

که کم کم او به جانت گشته مأنوس

نمیدانم چه خواهد شد، من اما

مبادا ازدواجم گشته کابوس

پسرها را گناهی نیست هرگز

ز چشمان بر تو میتابند چو فانوس

و اما دختران را حق کجا بود؟

اگر در خانه خود گشته محبوس

اگر زن عاشق و دلداده گردد

از آن هرگز نباید گشت مأیوس

اگر ناموس شد عفت و عصمت

بدون حق و آزادی، چه محسوس؟

و گر ناموس چون کالا و مال است

همان به ، گشته بی ناموس و منحوس

چه حاصل چون سخن گوییم ز ناموس

برای زن چو حقی نیست افسوس

امیدم من از آن روز است که آزاد

که انسان ماندن و حق گشته ناموس

ا.ه.ل ایرانی (اهلی) تیر ماه ۱۳۸۹

Comments


Subscribe Form

©2020 by Amir Ahli Laki. Proudly created with Wix.com

bottom of page