نان و کپک
- laksariamir
- Jun 22, 2020
- 1 min read
نان و کپک
لرزیده جان مردمان ، در زیر آوار فلک
آزادگان برپا شدند ، آورده یاری تک به تک
یک دم رها بود رونقی ، از بند و زندان ستم
این درد هم میهن ولی ، پاشیده بر زخمش نمک
برپا اگر شد او ز جا ، با مهر و با انسانیت
آزاده بود و هموطن ، کی بود فرشته یا ملک
در کوله بار حسرتش ، پر کرده نان ، سوی سرند
تا گشته بر هم میهنان ، از شور و مهر یک قاصدک
من در شگفتم گرچه از ، بی شرمی این حاکمان
گفتند که نان مهر او ، آلوده بود و پر کپک
گر هست کپک در این میان ، در فکر ناپاک است و بس
کی میرسد از جانیان ، جز درد و تزویر و کلک
باید به پا خیزیم کنون ، بر دشمن انسانیت
این دشمن جان و خرد ، باید کنیم هر جا الک
ا.ه.ل. ایرانی (اهلی) خرداد ١٣٩٢




Comments