نشسته در کمینم
- laksariamir
- May 25, 2020
- 1 min read
نشسته در کمینم
گرگی که نشسته در کمینم
افسوس که بوده همنشینم
بسیار دریده من غمینم
شد نوبت من که جانشینم
در این ره خاک نازنیم
من نه اولین نه واپسینم
ماری که نهفت در آستینم
خواهد گزدم از آن امینم
آورده مرا اگر چه دینم
افسوس ربوده سرزمینم
دزدیده چو باور و یقینم
از خفتن خود چه شرمگینم
این است پیام دلنشینم
مهر است نشسته بر جبینم
مادر اگر عشق اولینم
آزادگی مهر آخرینم
زین مهر اگر که اینچنینم
آن بودم و هستم و همینم
آزادگی است چو میگزینم
فریاد زنم رسد طنینم
در سینه کنون چو آتشینم
گر متحد هستم آهنینم
گرگی چو نشسته در کمینم
از بی خردیست اگر نبینم
ا.ه.ل.ایرانی (اهلی) دیماه ۱۳۹۰



Comments