هم میهنان همدردی
- laksariamir
- Jul 1, 2020
- 1 min read
هم میهنان همدردی
در چهره بی عاری ، در چهره تو زردی
هم میهنان همیاری ، هم میهنان همدردی
در کشوری ثروتمند ، پر شد ز درد و دردمند
شرم است از این ناحقی ، شرم است از این نامردی
بی رحمی از طبیعت ، ناپاکی از شریعت
جانهای پاک ما داد ، در دست هر ولگردی
در بازی سیاست ، مردان بی لیاقت
شاهد به درد مردم ، بنشسته با خونسردی
مردم چو مهره هستند ، این حاکمان چو تاسند
جانهای پاک بسوزند ، بر روی تخته نردی
نوبت به تو رسیده ، هم میهن خود دیده
ایکاش که با سپیده ، امید تو میآوردی
بر هموطن نان باشیم ، مرحم و درمان باشیم
در جای این خاموشی ، در جای هر شبگردی
در این سکوت ظلمت ، هرگز مکن تو شرکت
در لحظه سیاهی ، از خود بپرس چه کردی
آزاده هر کجایی ، بر من بکن نگاهی
تا لحظه رهایی ، همراه و هم نبردی
دستم بگیر بدستت ، گر شیرزن و مردی
هم میهنان همیاری ، هم میهنان همدردی
ا.ه.ل ایرانی (اهلی ) مرداد ۱۳۹۱




Comments