top of page

و در جایم نشستم

  • laksariamir
  • Jun 5, 2020
  • 2 min read

و در جایم نشستم

چه کشتاری که نازل شد به نام عهد طاغوت

و کردند دسته دسته رهسپار خاک و تابوت

به خود گفتم چه باک این دم چو من آزاد هستم

و بستم چشم و گوش و لب و در جایم نشستم

سپس دژخیم به نام چپ و یا نام کمونیست

بسی را کشت که کافر بوده ، میگوید خدا چیست

و در غفلت و خواب , من لحظه ای از بند رستم

و بستم چشم و گوش و لب و در جایم نشستم

مجاهد ، یا جدایی خواه و جاسوسان خارج

و زحمتکش به زیر فقر و خربار مخارج

ببخش من را چو این دم هیچ نمیآید ز دستم

و بستم چشم و گوش و لب و در جایم نشستم

بهایی یا کلیمی یا که دیگر هر چه مذهب

ندارند حق ، فقط ماییم ، فقیهیم ، اهل مکتب

و من درهای یاری را به هر کس چونکه بستم

و بستم چشم و گوش و لب و در جایم نشستم

پس از آن نوبت اصلاح طلب شد ، نسل موعود

صد افسوس درد و غمها و ستم در ریشه ها بود

و من بار دگر بی اعتنا و مست مستم

و بستم چشم و گوش و لب و در جایم نشستم

و هر میهن پرست ، اندیشه دار و هر هنرمند

به زیر هر شکنجه ، یا تجاوز یا که در بند

و من با وحشت خود ناگهان در هم گسستم

ولی من همچنان لب بستم و در جا نشستم

و اینک نوبت من شد اگر چه من ندیدم

نمانده کس و یاری نیست و تنها نا امیدم

چه جایی از نشستن من اگر میهن پرستم

چه بودم من ، چه هستم من ، که در جایم نشستم

چو ما را نیست همگامی و همراهی و وحدت

رویم ما زیر خاک تک تک کند الله رحمت

زمان آمد که من این دم ، سکوت خود شکستم

چه امید از رهایی چونکه من بر جا نشستم

ا.ه.ل.ایرانی (اهلی) اسفند ۱۳۸۹

Comments


Subscribe Form

©2020 by Amir Ahli Laki. Proudly created with Wix.com

bottom of page