top of page

پروانه شدم

  • laksariamir
  • May 27, 2020
  • 1 min read

پروانه شدم


گیسوی تو را چو دیده ام شانه شدم

در خاک وجود تو همی دانه شدم

چون مرغ گرسنه در پی لانه عشق

پرواز کنان بسوی آن لانه شدم


مهرت شده همچون گل و جان تو مرا

شمعیست فروزان که چو پروانه شدم

سرتاسر عمر اگرچه بی نام و نشان

در قلب تو من عزیز و دردانه شدم


هر ذره جان خود فدا کرده به عشق

در محفل عاشقان چو افسانه شدم

من آمدم از کویر خشکیده دلان

مهمان تو بر سفره شاهانه شدم


جز سینه تو قلب مرا خانه کجاست

با قلب تو در سینه ات همخانه شدم

مهر تو چو می شد و دوای تب من

من در پی می راهی میخانه شدم


خاموش کجا شدم در این محفل عشق

من مست سرودنم و پر چانه شدم

سوزانده چو جان من ز بی مهری خود

با دوست و دشمن همه بیگانه شدم


گم گشته در این دیار بی مهر و وفا

آواره ز هر خانه و کاشانه شدم

رفتی ز برم ببین چه دیوانه شدم

آبادی نورسی که ویرانه شدم


ا.ه. ل ایرانی (اهلی) از دوردستها

Comments


Subscribe Form

©2020 by Amir Ahli Laki. Proudly created with Wix.com

bottom of page