top of page

چرا پر زد و رفت؟

  • laksariamir
  • Jun 6, 2020
  • 1 min read

Updated: Jul 3, 2020

چرا پر زد و رفت؟

دشمن دیرینه آمد خانه مان در زد نرفت

من ندانم از چه آزادی ما پر زد و رفت

بشکند دستی که از نادانی اش در را گشود

تا که او با کینه وارد شد و خنجر زد و رفت

ارمغانش مرگ و ویرانی شد و قلبی سیاه

رنگ شوم قلب خود بر جان و پیکر زد و رفت

آنکه آتش زد به جان و تن و در بندم کشید

داغ ننگ و نفرتش بر جان مادر زد و رفت

آنکه بر قدرت رسید از جهل عمق ریشه ها

مهر نادانی و بدبختی به کشور زد و رفت

ما چه دلخوش پر نمودیم سینه از ایمان خویش

جیب دین و مذهب ما دزد باور زد و رفت

دزد باورهای ما آمد به نام دین و عشق

تیغ خود بر جان هر آزاده از شر زد و رفت

آنکه گفت زنها ندارند ارزشی در کشورم

نیش نامردی به سرتاپای همسر زد و رفت

کرده زنجیری مقدس ترس و نادانی ما

آنکه از اندیشه داران هر کجا سر زد و رفت

سنگر آزادگان بود اتحادی بر ستم

با جدایی آمد و آتش به سنگر زد و رفت

گرچه بر جا ماند ز هر آزاده پیغامی رسا

با تمام جان خود چون حرف آخر زد و رفت

دشمن دیرینه آمد خانه مان در زد نرفت

اینچنین بود گر که آزادی ما پر زد و رفت

ا.ه.ل.ایرانی (اهلی) اردیبهشت ١٣٩٢




Comments


Subscribe Form

©2020 by Amir Ahli Laki. Proudly created with Wix.com

bottom of page